روند یک خط نیست، یک زنجیره است: سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر یعنی روند صعودی، سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر یعنی نزولی، و هر چیز دیگری یعنی رنج. حمایت و مقاومت هم عدد دقیق نیستند؛ ناحیهای هستند که چند بار جلوی قیمت را گرفتهاند. اگر این دو را درست ببینی، بقیهٔ اندیکاتورها فقط کارت را دقیقتر میکنند؛ اگر نبینی، هیچ اندیکاتوری نجاتت نمیدهد.
از مقایسهٔ سقفها و کفهای پیاپی، نه از شیب یک خط دلخواه. تعریف عملی این است:
موتور تحلیل نماد همین کار را ماشینی میکند: ۴۰ کندل آخر را به دو نیمه میشکند، بیشترین سقف و کمترین کف هر نیمه را حساب میکند اگر نیمهٔ دوم هم سقف بالاتر و هم کف بالاتر داشت، وضعیت را «صعودی» اعلام میکند و اگر هم سقف پایینتر و هم کف پایینتر، «نزولی»؛ در غیر این صورت «رنج». در کنارش شیب قیمت در ۳۰ کندل اخیر را هم بهصورت درصد در هر کندل گزارش میدهد تا بدانی روند تند است یا کمجان.
نکتهرنج بودن یک تشخیص است، نه شکست خوردن تحلیل. در بازار رنج، سیگنالهای روندی (میانگین متحرک و MACD) بیشترین خطا را میدهند و باید به سطوح و نوسان تکیه کنی. سایت هم همین کار را میکند: وقتی قدرت روند (ADX) پایین باشد، وزن سیگنالهای روندی را کم میکند.
از دو نقطهٔ چرخش همجنس، و اعتبارش را از برخورد سوم بگیر. در روند صعودی خط را زیر کفها میکشی و در روند نزولی بالای سقفها. سه قاعدهٔ عملی:
حمایت جایی است که قبلاً خریدار وارد شده و جلوی افت را گرفته؛ مقاومت جایی است که فروشنده جلوی رشد را گرفته. اما حافظهٔ بازار روی یک عدد دقیق قفل نیست، روی یک محدوده است. برای همین سطح را باید با یک تلورانس دید.
سایت این تلورانس را از نوسان واقعی خود نماد میگیرد: نقاط چرخش نزدیک به هم را وقتی در یک خوشه میگذارد که فاصلهشان از ۰٫۶ برابر ATR (میانگین دامنهٔ واقعی) یا نیمدرصد قیمت کمتر باشد، هرکدام بزرگتر بود. یعنی روی سهم پرنوسان، ناحیه پهنتر و روی سهم کمنوسان، باریکتر میشود.
با سه قاعده که جلوی دو اشتباه رایج را میگیرد: سطح قدیمی بیربط و سطح دور از قیمت.
در کنار اینها سطوح اصلاح فیبوناچی هم از بزرگترین نوسان ۱۲۰ کندل اخیر حساب میشوند. نسبتهای میانی (۳۸٫۲٪ تا ۶۱٫۸٪) در روند صعودی ناحیهٔ حمایتی محسوب میشوند و در روند نزولی ناحیهٔ مقاومتی.
با سه شرط، و هر سه لازماند:
در بازار ایران شرط اول و دوم با هم دردسر دارند: شکست مقاومت اغلب با صف خرید اتفاق میافتد، یعنی قیمت رد شده ولی تو نتوانستهای بخری. این را در چرا تکنیکال بازار ایران فرق دارد؟ جداگانه باز کردهایم.
زیر نزدیکترین حمایت معتبر، با فاصلهای به اندازهٔ نوسان روزانهٔ خود سهم. حد ضرری که دقیقاً روی سطح مینشیند، با نوسان معمولی روز فعال میشود.
سایت حد ضرر پیشنهادی را از دو عدد میسازد و در روند صعودی پایینترین آن دو را برمیدارد تا نوسان عادی سهم حد ضرر را فعال نکند: دو برابر ATR پایینتر از قیمت فعلی یا خط سوپرترند (که خودش از ATR با دورهٔ ۱۰ و ضریب ۳ ساخته میشود). حد سود هم دو برابر ATR بالاتر از قیمت است، و نسبت این دو همان نسبت پاداش به ریسک است.
مثالسهمی روی ۲٬۰۰۰ تومان (۲۰٬۰۰۰ ریال روی تابلو)، با ATR چهاردهروزهٔ ۶۰ تومان؛ یعنی نوسان روزانهٔ معمولش حدود ۳٪ است. اگر خط سوپرترند بالاتر از ۱٬۸۸۰ باشد، حد ضرر پیشنهادی ۲٬۰۰۰ منهای ۱۲۰ یعنی ۱٬۸۸۰ تومان و حد سود ۲٬۱۲۰ تومان؛ ریسک ۶٪ و نسبت پاداش به ریسک ۱. حالا همان سهم را با ATR ۲۰ تومانی تصور کن: حد ضرر ۱٬۹۶۰ میشود، یعنی ریسک ۲٪. یک عدد ثابت مثل «همیشه ۵٪ پایینتر» برای هر دو سهم غلط است.
اندازهٔ پوزیشن را هم از همین فاصله حساب کن، نه از روی علاقهات به سهم. قاعدهاش در اندازهٔ پوزیشن و حد ضرر است.

دو برخورد یک فرضیه است و سه برخورد یک سطح. ولی تعداد برخورد تنها معیار نیست؛ سطحی که تازهتر است و در همان محدودهٔ قیمت فعلی قرار دارد، از سطح پربرخورد ولی قدیمی مهمتر است.
اغلب بله، ولی نه بهخاطر تحلیل؛ بهخاطر رفتار. خیلیها سفارش فروششان را روی عدد رند میگذارند و همین تجمع سفارش، یک مقاومت واقعی میسازد. آن را مثل هر سطح دیگری با بسته شدن قیمت بسنج.
نه لزوماً. شکست خط روند فقط میگوید شیب قبلی دیگر برقرار نیست. روند وقتی تمام میشود که ساختار سقفها و کفها عوض شود، یعنی در روند صعودی برای اولین بار یک کف پایینتر از کف قبلی ثبت شود.
از پایینترین کف تا بالاترین سقف همان موج، و جهتش را ترتیب زمانی تعیین میکند: اگر کف زودتر از سقف آمده، موج صعودی است و سطوح اصلاح از بالا به پایین حساب میشوند. سایت این کار را روی ۱۲۰ کندل اخیر خودکار انجام میدهد.