یک اختیار خرید بخر و اختیار فروش با همان قیمت اعمال و سررسید را بفروش: نتیجه در سررسید دقیقاً مثل داشتن سهمی است که با قیمت اعمال خریده باشی. پس اختلاف قیمت این دو اختیار باید برابر «قیمت سهم منهای ارزش امروز قیمت اعمال» باشد. به این رابطه پریتی خرید-فروش میگوییم؛ هر انحراف از آن روی کاغذ سود بیریسک است، ولی در عمل هزینهٔ اجرا و محدودیت فروش سهم بیشترش را از بین میبرد.
اگر یک اختیار خرید بخری و همزمان یک اختیار فروش با همان قیمت اعمال و سررسید بفروشی، در سررسید هر اتفاقی بیفتد نتیجهات همان است که انگار از همان اول سهم را با قیمت اعمال خریده بودی: اگر سهم بالا برود، کال سودت میدهد؛ اگر پایین برود، پوتی که فروختهای زیانت میدهد و در نهایت سهم را با همان قیمت اعمال «خریدهای». برای همین این ترکیب باید همان ارزش خود سهم منهای ارزش امروز قیمت اعمال را داشته باشد.
پولی که قرار است در سررسید (نه امروز) بدهی، امروز کمی کمتر میارزد؛ همین تفاوت را با نرخ بدون ریسک (بازده اخزا) تا سررسید تنزیل میکنیم. اگر قرار باشد سه ماه دیگر ۱۰۰ میلیون تومان بدهی و نرخ بدون ریسک سالانه ۲۵٪ باشد، ارزش امروز آن مبلغ حدود ۹۴ میلیون تومان است؛ هرچه نرخ بدون ریسک بالاتر یا سررسید دورتر باشد، این تفاوت بزرگتر میشود.
مانیتور پریتی برای هر قیمت اعمالی که هم کال و هم پوت نقدشونده دارد، کال منهای پوت بازار را با «قیمت پایه منهای قیمت اعمال ضربدر e بهتوان منفی نرخ ضربدر زمان» مقایسه میکند. از این اختلاف، نصف فاصلهٔ مظنهٔ هر دو پا بهعنوان هزینهٔ اجرا کم میشود؛ یعنی عددی که در جدول میبینی، آن بخشی از انحراف است که بعد از هزینهٔ معقول ورود و خروج هنوز باقی مانده. فقط قیمتهای اعمال نزدیک به پول بررسی میشوند که هر دو پا امروز معامله داشتهاند و فاصلهٔ مظنهٔ هرکدام زیر ۱۸٪ است؛ روی قراردادهای کممعامله، فاصلهٔ مظنه بهتنهایی میتواند از کل انحراف بزرگتر باشد.
اگر اختیار خرید نسبت به اختیار فروش گران باشد، از نظر تئوری میشود کال را فروخت، پوت را خرید و سهم را خرید — به این ترکیب کانورژن میگویند — و در سررسید قیمت اعمال را قطعی گرفت. این سمت در بازار ایران قابل اجراست، چون هر سه پا (فروش کال، خرید پوت، خرید سهم) بدون نیاز به فروش استقراضی انجامپذیرند.
اگر برعکس، پوت نسبت به کال گران باشد (یا همارز آن، کال ارزان باشد)، سمت مقابل یعنی خرید کال، فروش پوت و فروش سهم لازم است. این سمت به فروش سهم نیاز دارد. اگر سهم را از قبل داری، میتوانی بخشی از آن را بفروشی؛ اگر نداری، باید آن را قرض بگیری و بفروشی (فروش استقراضی)، که در بورس تهران برخلاف بازارهای خارجی فقط روی چند نماد محدود و از طریق برخی کارگزاریها ممکن است و در عمل کمکاربرد است. همین یک تفاوت، نیمی از فرصتهای تئوریک پریتی را در عمل غیرقابلاجرا میکند. تفاوت فروش اختیار با فروش استقراضی را در خریدار و فروشندهٔ اختیار توضیح دادهایم.
مثالبرای یک قیمت اعمال مشخص، کال منهای پوت بازار ۱۲۰ تومان و ارزش نظری («قیمت پایه منهای ارزش امروز قیمت اعمال») ۹۰ تومان است. انحراف خام ۳۰ تومان بهازای هر سهم است. اگر فاصلهٔ مظنهٔ کال ۲۰ تومان و فاصلهٔ مظنهٔ پوت ۱۴ تومان باشد، نصف مجموع این دو، یعنی ۱۷ تومان، از انحراف کم میشود و ۱۳ تومان باقی میماند؛ این باقیمانده هنوز باید کارمزد معامله، کارمزد اعمال و هزینهٔ تأمین نقد را هم پس بدهد، که در بیشتر موارد چیزی برای برداشتن نمیماند.
چون جدول فقط اختلاف قیمت خام را با نیمفاصلهٔ مظنه تعدیل میکند؛ کارمزد معاملهٔ سه پا، کارمزد اعمال در سررسید، هزینهٔ تأمین نقد برای خرید سهم و لغزش قیمت هیچکدام در آن لحاظ نشدهاند. برای همین این جدول را بیشتر ابزار دیدن ناسازگاری تابلو بدان، نه فهرست فرصتهای آماده؛ روی تابلوی نازک ایران، بیشتر وقتها همان ناسازگاری از مظنهٔ کهنهٔ یکی از دو پا میآید، نه از قیمتگذاری غلط واقعی.
پریتی یک رابطهٔ قیمتی است؛ انحراف از آن فقط وقتی به آربیتراژ واقعی تبدیل میشود که بعد از همهٔ هزینهها هنوز سود مثبتی بماند، که بهندرت پیش میآید.
چون آنها بیشترین حجم و نقدشوندگی را دارند و مظنهشان بهروزتر است؛ قیمتهای اعمال دور از پول معمولاً کممعاملهاند و انحرافشان بیشتر از مظنهٔ کهنه میآید تا فرصت واقعی.
از بازده اخزا، همان منبعی که در گریکها و مدل قیمتگذاری هم استفاده میشود؛ یک منبع واحد برای همهٔ محاسبات سایت.
چون کانورژن به خرید پوت، خرید سهم و فروش کالی نیاز دارد که با همان سهم پوشش داده شده؛ همه روی تابلو شدنی است. سمت مقابل به فروش سهمی نیاز دارد که نداری، و فروش استقراضی سهم در بورس تهران محدود و کمکاربرد است.