جدولهای نمای حرفهای آپشن پر از عدد است و بیشتر گمراهی از همینجا شروع میشود: هرکدام یک تعریف دقیق دارد که با معنای روزمرهٔ همان کلمه یکی نیست. بازده سالانه برای مقایسهٔ ردیفهاست نه وعدهٔ درآمد، و احتمال اعمال با احتمال سود دو چیز متفاوتاند.
بازده سالانه بازده یک معاملهٔ کوتاه را به زبان یک سال ترجمه میکند: بازده دوره ضربدر ۳۶۵ تقسیم بر روزهای مانده. پریمیوم ۲٪ برای ۳۰ روز یعنی حدود ۲۴٪ سالانه. این نرخ ساده است، مرکب نیست، و فرض میکند میتوانی همین معامله را با همین شرایط تمام سال تکرار کنی — که کمتر پیش میآید، چون نه نوسان ثابت میماند نه هر ماه فرصت مشابهی هست.
پس بازده سالانه فقط برای مقایسهٔ ردیفها با هم به کار میآید، نه بهعنوان پیشبینی سود سالانهٔ واقعی. فرمول دقیق هر جدول کمی فرق دارد: کاوردکال آن را روی قیمت فعلی سهم حساب میکند، پوت نقد-تضمین روی قیمت اعمال (یعنی روی نقدی که کنار گذاشتهای)، و اسپرد اعتباری روی حداکثر زیان.
ضریب ۳۶۵ تقسیم بر روزهای مانده، هر چه روزها کمتر شود بزرگتر میشود؛ برای همین دو محافظ گذاشتهایم. زیر ۱۴ روز اصلاً سالانه نمیکنیم و «—» نشان میدهیم، چون ضریب ۳۶۵ تقسیم بر ۳ از یک پریمیوم کوچک عدد نجومی میسازد که هیچ معنای عملی ندارد. بیشتر از ۳۰۰٪ هم نشان نمیدهیم و عدد در همان ۳۰۰٪ میایستد؛ چنین عددی معمولاً یعنی تابلوی نازک یا مظنهٔ خراب، نه فرصت واقعی.
احتمال اعمال در جدولهای سایت همان قدر مطلق دلتاست، بهعنوان تقریبی از احتمال اینکه اختیار در سررسید داخل پول باشد. احتمال سود چیز دیگری است: احتمال اینکه قیمت در سررسید طرف درست سربهسر بماند، نه فقط طرف درست قیمت اعمال. برای فروشندهٔ اسپرد، سربهسر به اندازهٔ اعتبار دریافتی از قیمت اعمال دورتر است؛ همین فاصله باعث میشود احتمال سود همیشه کمی بیشتر از «احتمال داخل پول نبودن» باشد.
هر دو عدد از مدل بلکشولز و نوسان ضمنی بازار میآیند؛ یعنی میگویند بازار با همین قیمتها چه احتمالی را قیمت کرده، نه اینکه سهم واقعاً کجا میرود. احتمال سود بالا هم بهتنهایی معنای معاملهٔ خوب ندارد: در اسپرد اعتباری، احتمال ۷۰٪ معمولاً با زیانی همراه است که چند برابر سود است.
سربهسر قیمتی از سهم پایه در سررسید است که معامله نه سود دارد نه زیان؛ فرمولش با استراتژی فرق میکند:
| استراتژی | سربهسر |
|---|---|
| کاوردکال | قیمت فعلی منهای پریمیوم دریافتی |
| پوت نقد-تضمین | همان خرید مؤثر (قیمت اعمال منهای پریمیوم) |
| اسپرد صعودی با پوت | قیمت اعمال فروخته منهای اعتبار |
| اسپرد نزولی با کال | قیمت اعمال فروخته بهعلاوهٔ اعتبار |
مثالروی پوت نقد-تضمینی با قیمت اعمال ۳٬۰۰۰ تومان و پریمیوم ۹۰ تومان، احتمال اعمال ۳۵٪ نشان داده شده. این یعنی مدل میگوید در حدود ۳۵ حالت از ۱۰۰، سهم در سررسید زیر ۳٬۰۰۰ تومان است و پوت اعمال میشود. سربهسرت ۲٬۹۱۰ تومان است: تا اینجا، حتی اگر پوت اعمال شود، پریمیوم افت را کامل جبران کرده. احتمال سود کمی بیشتر از ۶۵٪ (۱۰۰ منهای احتمال اعمال) است، چون سربهسر پایینتر از قیمت اعمال است و حتی بخشی از حالتهای اعمالشده هم به سود میرسند.
عدد آخر فاصلهٔ مظنه است: فاصلهٔ بهترین پیشنهاد خرید و فروش، نسبت به میانهٔ آن دو. اگر ۱۰٪ باشد، خرید و فروش فوری حدود ۱۰٪ پریمیوم را میسوزاند. غربالها برای همین محافظهکارانه حساب میکنند: پای فروش را با مظنهٔ خرید و پای خرید را با مظنهٔ فروش میگذارند — یعنی قیمتی که واقعاً میتوانی بگیری یا بدهی، نه میانهٔ خوشبینانهٔ دو مظنه. قراردادهایی با فاصلهٔ مظنهٔ بالای ۴۰٪ اصلاً وارد جدولها نمیشوند.
پیش از اینکه اصلاً سراغ بازده سالانه یا احتمال بروی، دو عدد پایه را ببین: حجم معاملهٔ همان روز و موقعیت باز — تعداد قراردادهایی که هنوز بسته یا تسویه نشدهاند. حجم امروز میتواند گذرا باشد؛ ممکن است یک معاملهگر یکبار حجم بالایی رد کرده و فردا دوباره آن قرارداد ساکت شود. موقعیت باز پایدارتر است و نشان میدهد چقدر پول واقعی روی این قرارداد مانده. قراردادی با حجم و موقعیت باز پایین، هر عدد دیگری هم که در جدول نشان بدهد، عملاً بهسختی قابل معامله است.
چون بازده سالانه به پریمیوم و روزهای مانده هم بستگی دارد، نه فقط به احتمال. نوسان ضمنی بالاتر پریمیوم بیشتری میدهد؛ همان احتمال اعمال با پریمیوم بیشتر، بازده سالانهٔ بالاتری میسازد.
یعنی مظنهٔ خرید و فروش برابرند، که در عمل نادر است و معمولاً یعنی قرارداد بهشدت پرمعامله است.
از فرمول بلکشولز با نوسان ضمنی همان قرارداد، نه از شمارش دفعاتی که این اتفاق واقعاً افتاده. یعنی بازتاب قیمتگذاری امروز بازار است، نه یک آمار تاریخی.
چون بالاترین بازده معمولاً همانجایی است که بازار بیشترین احتمال زیان را قیمت کرده. تنها نگاهکردن به بازده، بدون احتمال، تصویر ناقص میدهد.