قیمت هر اختیار به سه چیز حساس است: قیمت سهم پایه، زمان مانده تا سررسید و نوسان مورد انتظار. گریکها اندازهٔ این حساسیتاند. سایت آنها را با مدل بلکشولز، نوسان ضمنی همان قرارداد و نرخ بدون ریسک برآمده از اخزا حساب میکند و همه ریال بهازای یک سهماند، پس پول واقعی یک قرارداد را با ضرب در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰ سهم) به دست میآوری.
دلتا میگوید با هر یک ریال بالا رفتن سهم، اختیار چند ریال گرانتر میشود. دلتای ۰٫۴ برای اختیار خرید یعنی اگر سهم ۱۰۰ ریال بالا برود، اختیار حدود ۴۰ ریال بهازای هر سهم گرانتر میشود؛ اختیار فروش دلتای منفی دارد چون با بالا رفتن سهم ارزان میشود.
قدر مطلق دلتا تقریب رایج احتمال داخل پول شدن هم هست؛ همان چیزی که در بازده سالانه و احتمالها به آن «احتمال اعمال» میگوییم. دلتای نزدیک ۱ (یا منفی ۱) یعنی اختیار تقریباً مثل خود سهم رفتار میکند؛ دلتای نزدیک صفر یعنی بهشدت خارج از پول و تقریباً بیحرکت.
گاما سرعت تغییر خود دلتاست. اگر دلتا سرعت اختیار باشد، گاما شتاب آن است. نزدیک سررسید و نزدیک قیمت اعمال بزرگ میشود و موقعیت را ناگهان حساس میکند: اختیاری که تا دیروز آرام بود، یک روز قبل از سررسید و نزدیک قیمت اعمال میتواند با کوچکترین حرکت سهم بهشدت ارزان یا گران شود.
همین گاما دلیل اصلی است که فروشنده نزدیک سررسید باید هوشیارتر باشد: خریدار با تتا میجنگد و فروشنده با گاما. تفاوت ریسک این دو طرف را در خریدار و فروشندهٔ اختیار ببین.
تتا فرسایش زمانی است: اگر همهچیز ثابت بماند، اختیار هر روز چقدر ارزانتر میشود. برای خریدار هزینهٔ هر روز انتظار است و برای فروشنده درآمد روزانه. سرعتش ثابت نیست و در هفتههای آخر پیش از سررسید تندتر میشود؛ همین است که در سررسید و تسویه گفتهایم چرا نباید تصمیم را به روزهای آخر موکول کرد.
وگا میگوید اگر نوسان ضمنی یک واحد درصد بالا برود، اختیار چند ریال گرانتر میشود. خریدار از بالا رفتن ترس و هیجان بازار سود میبرد و فروشنده زیان، حتی اگر قیمت سهم اصلاً تکان نخورد. برای همین پس از یک خبر بزرگ، اختیار ممکن است با وجود حرکت درست سهم ارزان شود: نوسان ضمنی که پیش از خبر بالا رفته بود، بعد از منتشر شدن خبر فروکش میکند و همان افت وگا را میکشد. جزئیات نوسان ضمنی در نوسان ضمنی آمده.
وقتی چند اختیار را با هم میبندی، گریکهای هر پا با علامت درست جمع میشوند: پایی که میخری با علامت مثبت، پایی که میفروشی با علامت منفی. در کاوردکال که یک کال میفروشی، دلتای موقعیت اختیار منفی است، ولی چون خود سهم دلتای ۱ دارد، دلتای کل ترکیب هنوز مثبت میماند، فقط کمتر از داشتن تنها سهم؛ برای همین کاوردکال سود صعودی را کم میکند، نه اینکه از بین ببرد.
در اسپرد اعتباری هم همین قاعده کار میکند: دلتای پای فروخته و دلتای پای خریده تا حد زیادی همدیگر را خنثی میکنند، برای همین اسپرد نسبت به فروش تنها یک اختیار به حرکت قیمت حساسیت کمتری دارد؛ تتا هم همینطور: تتای پای فروخته به نفع توست و تتای پای خریده به ضررت، پس فرسایش زمانی خالص ترکیب از فروش تنها کمتر است.
مثالاختیار خریدی دلتای ۰٫۴۵، گامای ۰٫۰۰۲، تتای منفی ۳ و وگای ۵ دارد. اگر سهم فردا ۵۰ ریال بالا برود، اختیار حدود ۲۲٫۵ ریال گرانتر میشود (دلتا × ۵۰) و دلتا هم به حدود ۰٫۵۵ میرسد (گاما × ۵۰ = ۰٫۱). اگر سهم اصلاً تکان نخورد، همان یک روز گذشتن، اختیار را حدود ۳ ریال ارزانتر میکند. اگر همان روز نوسان ضمنی یک واحد درصد بالا برود، همان ۵ ریال هم به قیمت اضافه میشود. برای یک قرارداد ۱۰۰۰سهمی، هرکدام از این عددها را در ۱۰۰۰ ضرب کن.
چون همانجاست که احتمال داخل یا خارج پول شدن با کوچکترین حرکت قیمت زیاد تغییر میکند؛ دورتر از قیمت اعمال، دلتا کندتر عوض میشود.
برای دارندهٔ (خریدار) اختیار بله؛ ارزش زمانی فقط رو به کاهش میرود. برای فروشنده همین عدد، دیدگاه معکوس دارد: هر روز که میگذرد به نفع اوست.
هر دو وگای مثبت دارند؛ بالا رفتن نوسان ضمنی هر دو نوع اختیار را گرانتر میکند، چون احتمال حرکت بزرگ در هر دو جهت افزایش پیدا کرده.
بخش «زنجیرهٔ آپشن» در صفحهٔ آپشن، همهٔ قراردادهای یک نماد را با نوسان ضمنی، دلتا و تتا نشان میدهد. هر چهار گریک یک ترکیب را در سازندهٔ استراتژی و جمع گریکهای پوزیشنهایت را در ردیاب پوزیشن میبینی.
چون خریدار مالک اختیار است، نه بدهکار آن: هم شتاب گرفتن دلتا به نفعش است (گاما مثبت) و هم بالا رفتن نوسان ضمنی (وگا مثبت). فروشنده دقیقاً برعکس همین دو عدد را با علامت منفی حمل میکند؛ همین ترکیب است که ریسک فروشنده را نزدیک سررسید و در روزهای پرنوسان بیشتر میکند.