هر جدول و هر ستون صفحهٔ «تحلیل آپشن» اینجا توضیح داده شده: چه چیزی را نشان میدهد، دقیقاً با چه فرمولی حساب میشود و چطور بخوانیاش.
متن کوتاهی که در خود صفحه با نگهداشتن نشانگر روی «؟» کنار هر ستون میبینی، از همین راهنما میآید.
اگر تازه شروع کردهای، اول درسهای پایه را بخوان.
جدولهای صفحه
فروش کاوردکال
هر ردیف یک اختیار خرید خارج از پول است که میشود روی سهمی که در سبد داری فروخت. پول با مظنهٔ خرید حساب شده (چیزی که واقعاً میگیری) و جدول بر بازده سالانه مرتب است.
چطور بخوانی
اول «میگیری» را کنار «سهم بلوکه» ببین: چقدر پول در برابر چقدر سهم قفلشده.
«بازدهٔ سالانه» حالتی است که سهم به قیمت اعمال نرسد؛ «اگر اعمال شود» حالتی که سهم با قیمت اعمال فروخته شود.
«احتمال اعمال» بالا یعنی احتمال بیشتر از دست دادن سهم در سررسید.
«فاصلهٔ مظنه» بالا یعنی اجرای واقعی سختتر از عدد جدول است.
هر ردیف یک اختیار فروش خارج از پول است: پریمیوم امروز را میگیری و متعهد میشوی اگر سهم در سررسید زیر قیمت اعمال بود، آن را بخری. جدول بر بازده سالانه روی نقد کنار گذاشته مرتب است.
چطور بخوانی
فقط سهمی را انتخاب کن که واقعاً حاضری با «خرید مؤثر» بخری؛ این گام خرید سهم با تخفیف است، نه درآمد بیریسک.
«تخفیف تا اسپات» میگوید سهم چقدر میتواند بیفتد تا معامله به زیان برسد.
«نقد لازم» تا سررسید درگیر میماند؛ بازده را روی همین نقد بسنج.
هر ردیف یک اختیار فروش نزدیک به پول است (قیمت اعمال بین ۸۵ تا ۱۰۰٪ قیمت فعلی) که با خریدش زیان سهمت را زیر یک کف قفل میکنی. پول با مظنهٔ فروش حساب شده و جدول از ارزانترین هزینهٔ سالانه مرتب است.
چطور بخوانی
«کف محافظت» کمترین قیمتی است که عملاً با آن خارج میشوی؛ «حداکثر افت» همین را به درصد میگوید.
«هزینهٔ بیمه» را با افتی مقایسه کن که از آن میترسی؛ بیمهٔ ۵٪ برای ترس از افت ۷٪ منطقی نیست.
روی بیشتر نمادها اختیار فروش نقدشونده وجود ندارد؛ خالی بودن جدول ویژگی بازار است، نه خطا.
برای هر نماد و سررسید، نزدیکترین پوت زیر قیمت فعلی (خرید) با نزدیکترین کال بالای قیمت فعلی (فروش) جفت شده. «هزینهٔ خالص» ریال بهازای یک سهم است و جدول از کمهزینهترین مرتب است.
چطور بخوانی
«کف» و «سقف سود» دو مرز نتیجهٔ تو در سررسیدند؛ «بازهٔ محافظت» فاصلهٔ این دو است.
هزینهٔ خالص منفی یعنی کالر به تو اعتبار هم میدهد؛ یعنی بیمه مجانی است و کمی پول هم میگیری.
سود واقعی در بهترین حالت = «فاصله تا سقف» منهای «٪ هزینهٔ خالص».
دو اختیار همنوع و همسررسید: یکی را میفروشی و دورتری را برای سقفدار کردن زیان میخری. «عرض»، «اعتبار» و «حداکثر زیان» ریال بهازای یک سهماند؛ برای پول یک قرارداد در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰) ضرب کن. فقط ردیفهای با احتمال سود ۵۰٪ و بالاتر آمدهاند و جدول بر بازده سالانه روی ریسک مرتب است.
چطور بخوانی
«حداکثر زیان» را با «اعتبار» مقایسه کن: اعتبار ۲۵ و زیان ۷۵ یعنی یک باخت، سه برد را پاک میکند.
«احتمال سود» روی سربهسر حساب شده، نه روی قیمت اعمال.
«صعودی با پوت» برای وقتی است که انتظار ریزش نداری؛ «نزولی با کال» برای وقتی که انتظار جهش نداری.
دو اختیار خرید همسررسید: نزدیکتر به قیمت را میخری و بالاتر را میفروشی تا بخشی از هزینه برگردد. «بدهی» پولی است که روز اول میدهی و بیشترین زیان همان است؛ «حداکثر سود» = عرض منهای بدهی و وقتی به دست میآید که پایه در سررسید بالای اعمال فروخته ببندد. مبالغ ریال بهازای یک سهماند؛ برای پول یک قرارداد در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰) ضرب کن. جدول بر بازده سالانه روی ریسک مرتب است.
چطور بخوانی
«سربهسر» = اعمال خریده + بدهی؛ سود از آنجا به بالا شروع میشود و زیر اعمال خریده همهٔ بدهی میسوزد.
«حداکثر سود» را با «بدهی» مقایسه کن: بدهی ۳۰ و سود ۷۰ یعنی برد بیش از دو برابر باخت است.
برخلاف اسپرد اعتباری، گذر زمان اینجا به ضرر توست؛ این استراتژی را فقط وقتی بساز که واقعاً انتظار رشد داری.
دو اختیار فروش همسررسید: نزدیکتر به قیمت را میخری و پایینتر را میفروشی تا بخشی از هزینه برگردد. «بدهی» پولی است که روز اول میدهی و بیشترین زیان همان است؛ «حداکثر سود» = عرض منهای بدهی و وقتی به دست میآید که پایه در سررسید زیر اعمال فروخته ببندد. مبالغ ریال بهازای یک سهماند؛ برای پول یک قرارداد در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰) ضرب کن. جدول بر بازده سالانه روی ریسک مرتب است.
چطور بخوانی
«سربهسر» = اعمال خریده منهای بدهی؛ سود از آنجا به پایین شروع میشود و بالای اعمال خریده همهٔ بدهی میسوزد.
«حداکثر سود» را با «بدهی» مقایسه کن: بدهی ۳۰ و سود ۷۰ یعنی برد بیش از دو برابر باخت است.
برخلاف اسپرد اعتباری، گذر زمان اینجا به ضرر توست؛ این استراتژی را فقط وقتی بساز که واقعاً انتظار ریزش داری.
برای هر نماد و سررسید، یک کال و یک پوت همزمان میخری: در استرادل هر دو روی نزدیکترین قیمت اعمال به قیمت فعلی، در استرنگل کال بالاتر و پوت پایینتر و هر دو خارج از پول (ارزانتر ولی حرکت بیشتری لازم). «میپردازی» جمع مظنهٔ فروش دو پا است، ریال بهازای یک سهم، و سقف زیانت همین است؛ برای پول یک قرارداد در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰) ضرب کن.
چطور بخوانی
«حرکت لازم» کمترین درصد حرکت پایه تا نزدیکترین سربهسر است؛ سود از همانجا به بعد، از هر طرف شروع میشود.
گذر زمان دشمن اصلی این معامله است: هر روزی که سهم حرکت نکند، ارزش زمانی هر دو پا میسوزد.
بهترین وقت ساختنش جایی است که رتبهٔ نوسان پایین باشد؛ نوسان ارزان یعنی همین پوزیشن ارزانتر خریده میشود.
سه قیمت اعمال با فاصلهٔ برابر روی کال: پایینترین را میخری، وسطی را دو واحد میفروشی و بالاترین را میخری. «میپردازی» بدهی خالص سه پا است، ریال بهازای یک سهم و معمولاً مبلغ کوچکی؛ همان سقف زیان توست. «بیشترین سود» وقتی به دست میآید که پایه در سررسید دقیقاً روی اعمال وسط ببندد. مبالغ برای پول یک قرارداد در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰) ضرب میشوند. جدول بر بازدهٔ روی ریسک مرتب است.
چطور بخوانی
چون هر سه پا کالاند و بازار اختیار ایران بیشتر حول کال میچرخد، این شرط با هزینهٔ خیلی کمتر از آیرونکندور بیشتر روزها قابل اجراست.
«احتمال سود» معمولاً عدد کمی است؛ در عوض نسبت «بیشترین سود» به «میپردازی» بالاست — این دو را کنار هم بخوان.
بین دو «سربهسر» سودی؛ بیرون از آنها همان بدهی کوچک را از دست میدهی، نه بیشتر.
برای کسی که سهم را دارد و در ضرر است: یک کال نزدیک قیمت میخری و دو کال بالاتر میفروشی؛ یکی از آن دو با خود سهمت پوشش داده میشود (کاوردکال) و دیگری با کال خریده (بول اسپرد)، پس ریسک اضافهای نسبت به نگهداشتن ساده نداری. «هزینهٔ خالص» نزدیک صفر یا حتی اعتبار است. مبالغ ریال بهازای یک سهماند؛ برای پول یک قرارداد در اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰) ضرب کن.
چطور بخوانی
«جبران اضافه تا سقف» میگوید اگر سهم تا سقف برگردد، چقدر بیشتر از نگهداشتن ساده جبران کردهای.
بالاتر از «سقف» سودت متوقف میشود؛ زیر قیمت فعلی هیچ محافظت اضافهای نداری — این ترکیب بیمه نیست.
«فاصله تا سقف» میگوید چقدر از قیمت فعلی تا جایی که سود متوقف میشود فاصله داری.
برای هر دو قیمت اعمال نقدشونده، باکس چهار پا دارد: اسپرد خرید صعودی با کال و اسپرد فروش نزولی با پوت، هر دو روی همان دو اعمال و همان سررسید. «پرداخت سررسید» همیشه دقیقاً برابر فاصلهٔ دو اعمال است، مستقل از قیمت پایه؛ «نرخ ضمنی سالانه» بازده خرید باکس تا سررسید است و کنارش نرخ اخزا آمده.
چطور بخوانی
اختلاف بزرگ بین «نرخ ضمنی سالانه» و «نرخ اخزا» یعنی قیمتگذاری تابلو با نرخ بدون ریسک نمیخواند.
چهار پا یعنی چهار کارمزد و چهار مظنهٔ پهن؛ این جدول بیشتر آموزشی و هشداری است تا فرصت واقعی اجرا.
غربالهای اصلی این ردیفها را بهعنوان دادهٔ خراب کنار میگذارند؛ اینجا بهجای دور ریختن، با کارمزد ورود هر پا و بدترین حالت اعمال سنجیده میشوند و فقط موردی میآید که پس از همهٔ کارمزدها هنوز مثبت باشد. سه خانواده: اعتبار بیشتر از عرض، اسپرد بدهی مجانی (عمودی و باترفلای)، و باکس با نرخ خالص بالاتر از اخزا. کانورژن و ریورسال به سهم پایه نیاز دارند و جایشان در مانیتور پریتی است.
چطور بخوانی
پیش از هر اقدام، تابلوی زنده و عمق مظنه را خودت ببین: مظنهٔ چند قراردادی تا برسی پریده و تا وقتی همهٔ پاها را نگرفتهای موقعیتت جهتدار و ریسکی است.
«سود قفل پس از کارمزد» بدترین نتیجهٔ ممکن در سررسید است و «سقف احتمالی» بهترینش.
وجه تضمین پای فروش سرمایه بلوکه میکند؛ بازده واقعی روی پول درگیر را با اخزا مقایسه کن.
یک اسپرد صعودی با پوت زیر قیمت و یک اسپرد نزولی با کال بالای قیمت، همسررسید. برای هر نماد و سررسید فقط بهترین ترکیب با احتمال سود ۵۰٪ و بالاتر آمده. مبالغ ریال بهازای یک سهماند.
چطور بخوانی
«کانال» محدودهٔ سود کامل است؛ هرچه پهنتر، احتمال سود بیشتر و اعتبار کمتر.
قیمت فقط از یک طرف میتواند بیرون برود، پس بدترین حالت «عرض» منهای «اعتبار» است.
کندور استراتژی بازار آرام است؛ پیش از خبر یا مجمع سراغش نرو.
برای هر نماد، بهترین پوت نقد-تضمین (گام اول) با بهترین کاوردکالی که بالاتر از خرید مؤثر است (گام دوم) جفت شده. نمای آموزشی است: کال گام دوم از تابلوی امروز است و روز تخصیص باید دوباره انتخابش کنی.
چطور بخوانی
«خرید مؤثر» قیمتی است که اگر گام اول اعمال شود سهم را با آن داری.
بازده «چرخهٔ کامل» فقط وقتی به دست میآید که هر دو گام اجرا شوند؛ اگر پوت اعمال نشود، فقط «سالانهٔ پوت» را گرفتهای.
چرخ ریسک افت سهم را حذف نمیکند؛ برای سهمی بساز که دوست داری داشته باشی.
نوسان ضمنی هر قرارداد در برابر نوسان واقعی گذشتهٔ سهم پایه. قراردادهای زیر ۵ روز و خیلی دور از پول کنار گذاشته شدهاند چون نوسان ضمنیشان معنا ندارد. جدول از گرانترین مرتب است.
چطور بخوانی
«IV/HV» بالای ۱٫۱۵ یعنی بازار برای نوسان بیشتر از معمول پول میگیرد؛ زیر ۰٫۸۵ یعنی ارزان.
«رتبهٔ نوسان» را کنارش ببین: گران بودن نسبت به HV و گران بودن نسبت به گذشتهٔ خود IV دو چیز جدا هستند.
برای هر نماد پایه: نوسان ضمنی نزدیک به پول امروز در برابر تاریخچهٔ خودش. تاریخچه از قیمت پایانی روزانهٔ قراردادها بازسازی میشود و روزبهروز انباشته میشود. جدول از بالاترین رتبه مرتب است.
چطور بخوانی
رتبهٔ ۷۰ و بالاتر به نفع فروشندهٔ اختیار است و ۳۰ و پایینتر به نفع خریدار.
«تعداد روز» کم یعنی سقف و کف تاریخی هنوز نماینده نیستند.
برای هر قیمت اعمال که هم کال و هم پوت نقدشونده دارد، «کال منهای پوت» بازار با مقدار نظری مقایسه میشود. فقط نزدیک به پول، هر دو پا با معاملهٔ امروز و فاصلهٔ مظنهٔ زیر ۱۸٪.
چطور بخوانی
«انحراف خالص» پس از کسر نیمی از فاصلهٔ مظنه است، ولی کارمزدها هنوز کم نشدهاند.
سمت «C−P گران» در ایران قابل اجراست؛ سمت «C−P ارزان» معمولاً نه.
بیشتر ردیفها نشانهٔ ناسازگاری تابلو هستند تا فرصت آماده.
استراتژی روی تاریخچهٔ واقعی ذخیرهشده اجرا میشود: هر ماه اختیاری حدود ۵٪ خارج از پول با ۲۰ تا ۴۵ روز تا سررسید فروخته و در سررسید تسویه میشود. قیمتها پایانیاند و کارمزد و لغزش لحاظ نشده.
چطور بخوانی
«نرخ برد» را همیشه کنار «بیشینهٔ افت سرمایه» بخوان؛ فروش اختیار زیاد میبرد و گاهی یکجا زیاد میبازد.
با کمتر از ۱۰ چرخه، نتیجه بیشتر شانس است تا شاهد.
در جدول چرخهها «پایه در خروج» را با «اعمال» مقایسه کن تا ببینی کدام چرخه اعمال شد.
این تب یک گزارش است، نه سیگنال. مدل جهت بازده فردای هر قرارداد را پیشبینی میکند و با اعتبارسنجی گامبهگام زمانی سنجیده میشود؛ تا وقتی در بیشتر بازهها از مبنای ساده جلو نزند، هیچ عددی بهعنوان پیشبینی منتشر نمیشود.
سه نما از نوسان ضمنی یک نماد پایه، ساختهشده از زنجیرهٔ زندهٔ آن: لبخند نوسان برای هر سررسید، ساختار زمانی، و منحنی پیوستهٔ برازششده همراه با کیفیت هر سررسید.
چطور بخوانی
در نمودار لبخند، خطچین عمودی قیمت فعلی است؛ به شیب دو طرفش نگاه کن.
ساختار زمانی نزولی یعنی بازار منتظر اتفاقی در کوتاهمدت است.
«فاصله از لبخند» سیگنال معامله نیست؛ روی تابلوی کمعمق بیشتر مظنهٔ کهنه است.
همهٔ قراردادهای نقدشوندهٔ یک نماد پایه، گروهبندیشده بر سررسید. نوسان ضمنی و گریکها با مدل بلکشولز و نرخ بدون ریسک برآمده از اخزا حساب شدهاند و ریال بهازای یک سهماند. نمودار بالا تاریخچهٔ نوسان ضمنی نزدیک به پول همین نماد است.
چطور بخوانی
برچسب «خرید/فروش» نوع قرارداد است؛ ستونهای «مظنهٔ خرید/فروش» بهترین قیمتهای تابلو.
«دلتا» میگوید اختیار با هر ریال حرکت سهم چقدر حرکت میکند و «تتا/روز» هزینهٔ هر روز انتظار.
«موقعیت باز» کم یعنی قرارداد عمق ندارد، حتی اگر امروز حجم داشته باشد.
برد اختیار صندوقهای طلا و شمش طلا و نقره. برای صندوقهایی که نماد پایهٔ قابلمعامله دارند (کهربا، جواهر، درخشان) نوسان ضمنی و گریکها محاسبه میشود؛ شمش طلا و نقره و صندوق لوتوس پایهٔ مطمئن همواحد ندارند و ستونهایشان «—» میماند.
چطور بخوانی
گریکها اینجا هم ریال بهازای یک واحد پایهاند؛ «وگا» حساسیت به ۱ واحد درصد نوسان است.
«مارجین» وجه تضمین اعلامی بورس کالاست، نه تخمین ما.
قراردادهای آتی بورس کالا (زعفران، طلا، نقره). آتی تعهد قطعی خرید یا فروش در آینده است، نه اختیار؛ برای همین قیمت اعمال و گریک ندارد و فقط قیمت، حجم، موقعیت باز و مارجین نشان داده میشود.
چطور بخوانی
«موقعیت باز» نشان میدهد چند قرارداد هنوز باز است؛ برای خروج راحت، ماه پرموقعیت را انتخاب کن.
در آتی زیان سقف ندارد؛ اگر قیمت خلاف موقعیتت برود، باید مارجین را شارژ کنی.
نماد معاملاتی خود قرارداد اختیار روی تابلو. در بورس تهران حرف اول نوعش را میگوید: «ض» اختیار خرید و «ط» اختیار فروش (مثل ضهرم۳۰۲۷).
نماد پایه
سهم یا صندوقی که اختیار روی آن نوشته شده. اعمال یعنی خرید یا فروش همین نماد با قیمت اعمال.
نوع اختیار
«خرید» یعنی اختیار خرید (call): با بالا رفتن پایه ارزشمند میشود.
«فروش» یعنی اختیار فروش (put): با پایین آمدن پایه ارزشمند میشود.
این برچسب نوع قرارداد است، نه جهت معاملهٔ تو.
هر قرارداد اختیار یا اختیار خرید است یا اختیار فروش. در جدولها برچسب سبز «خرید» و برچسب قرمز «فروش» فقط همین نوع را نشان میدهند.
جهت معامله موضوع دیگری است: میتوانی اختیار خرید را بخری یا بفروشی. در جدولهای استراتژی، جهت هر پا در نام ستون آمده (مثلاً «فروش کال@» یعنی اختیار خریدی که میفروشی).
قیمت اعمال
قیمتی که در سررسید سهم پایه با آن خرید یا فروش میشود. اختیار خرید وقتی ارزش ذاتی دارد که پایه بالای این قیمت باشد و اختیار فروش وقتی که پایه زیر آن باشد.
علامت «@» در سرستونها یعنی «با قیمت اعمال». «فروش@ ۲۴۰۰» یعنی پای فروختهشده قیمت اعمال ۲۴۰۰ دارد.
سررسید
روزی که قرارداد تمام میشود. اختیارهای بورس تهران اروپاییاند: فقط در همان روز اعمال میشوند، نه زودتر.
روزهای مانده
روزهای تقویمی مانده تا سررسید. هرچه کمتر، ارزش زمانی سریعتر آب میشود و تصمیم دربارهٔ تسویه نزدیکتر است.
اندازهٔ قرارداد
تعداد سهمی که یک قرارداد رویش نوشته شده؛ معمولاً ۱۰۰۰ سهم.
همهٔ قیمتهای تابلو و بیشتر ستونهای نمای حرفهای بهازای یک سهم و به ریالاند. پریمیوم ۴۱ یعنی ۴۱ ریال برای هر سهم؛ پول واقعی یک قرارداد ۱۰۰۰سهمی ۴۱٬۰۰۰ ریال است.
ستونهایی که پول یک قرارداد کامل را نشان میدهند (مثل «میگیری»، «نقد لازم» و «بیشترین سود») کلمهٔ «ریال» کنار عددشان دارند و اندازهٔ قرارداد در آنها ضرب شده. برای نمادهایی که افزایش سرمایه دادهاند، اندازهٔ قرارداد عددی مثل ۱۳۷۱ هم میشود و سایت همان را به کار میبرد.
اسپات (قیمت فعلی پایه)
قیمت فعلی سهم پایه روی تابلو.
هرجا «اسپات» آمده، منظور قیمت فعلی سهم یا صندوق پایه است. درصدهای جدولها (مثل «تخفیف تا اسپات» یا «حداکثر افت») نسبت به همین قیمت حساب میشوند.
مانینس (داخل، نزدیک یا خارج از پول)
قیمت اعمال تقسیم بر قیمت فعلی پایه (٪). ۱۰۰٪ یعنی درست روی قیمت فعلی؛ ۹۰٪ یعنی بیمه از ۱۰٪ پایینتر شروع میشود. پوتهای زیر ۸۵٪ حذف شدهاند چون محافظت معناداری نمیدهند.
اختیاری که اگر همین امروز سررسید بود ارزش داشت داخل پول است (اختیار خرید با قیمت اعمال زیر قیمت فعلی، اختیار فروش با قیمت اعمال بالای آن). اختیاری که قیمت اعمالش تقریباً برابر قیمت فعلی است نزدیک به پول است و بقیه خارج از پول.
غربالهای درآمدی (کاوردکال، پوت نقد-تضمین، اسپرد) فقط اختیارهای خارج از پول را میفروشند: پریمیوم کمتری میدهند ولی احتمال اعمال شدنشان هم کمتر است.
فرمولقیمت اعمال ÷ قیمت فعلی پایه × ۱۰۰
پریمیوم
قیمت اختیار بهازای یک سهم (ریال). پول واقعی یک قرارداد = پریمیوم × اندازهٔ قرارداد (معمولاً ۱۰۰۰).
پریمیوم دو بخش دارد: ارزش ذاتی (اگر همین حالا اعمال شود چقدر میارزد) و ارزش زمانی (بهای احتمال اینکه تا سررسید ارزشمندتر شود). ارزش زمانی با نزدیک شدن سررسید آب میشود و در روز سررسید صفر است.
کد و دستهٔ قرارداد (بورس کالا)
کد قرارداد در بورس کالا و دستهٔ دارایی پایهاش: صندوق طلا، شمش طلا یا نقره، سکه.
قیمت پایه (بورس کالا)
قیمت زندهٔ دارایی پایه که نوسان ضمنی و گریکها با آن حساب شدهاند. «—» یعنی پایهٔ همواحد و قابل اتکا پیدا نشد (مثل شمش طلا و نقره)، پس آن ستونها هم خالی میمانند.
قرارداد و گروه آتی
شرح قرارداد آتی (کالا و ماه تحویل) و گروه کالای آن (زعفران، طلا، نقره، مس). آتی تعهد قطعی خرید یا فروش است، نه اختیار؛ برای همین قیمت اعمال و گریک ندارد.
تابلو و نقدشوندگی
آخرین قیمت
قیمت آخرین معاملهٔ امروز. اگر مدتی معامله نشده باشد کهنه است؛ برای حساب پول به مظنهها نگاه کن.
مظنهٔ خرید
بهترین قیمتی که خریداری الان روی تابلو گذاشته. اگر همین حالا بفروشی، حدوداً همین را میگیری. غربالها هر پای فروش را با همین عدد حساب میکنند.
مظنهٔ فروش
ارزانترین قیمتی که فروشندهای الان روی تابلو گذاشته. اگر همین حالا بخری، حدوداً همین را میپردازی. غربالها هر پای خرید را با همین عدد حساب میکنند.
همهٔ غربالها محافظهکارانه قیمت میگذارند: وقتی پایی را میفروشی با مظنهٔ خرید و وقتی میخری با مظنهٔ فروش. یعنی عدد جدول چیزی است که واقعاً میتوانی بگیری یا بدهی، نه قیمت آخرین معامله یا میانهٔ دو مظنه.
فاصلهٔ مظنه
فاصلهٔ مظنهٔ فروش و مظنهٔ خرید، نسبت به میانهٔ آن دو. هزینهٔ پنهان هر رفتوبرگشت است: ۱۰٪ یعنی با خرید و فروش فوری حدود ۱۰٪ پریمیوم را از دست میدهی. بالای ۴۰٪ اصلاً وارد غربال نمیشود.
قرارداد کممعامله معمولاً فاصلهٔ مظنهٔ پهنی دارد. عدد جدول ممکن است جذاب باشد، ولی اگر بخواهی پیش از سررسید خارج شوی، همین فاصله بخش بزرگی از سود را میخورد.
همهٔ غربالها فقط قراردادهایی را نشان میدهند که امروز حجم معنادار، مظنهٔ دوطرفه و فاصلهٔ مظنهٔ کمتر از ۴۰٪ دارند.
حجم معاملهٔ امروز این قرارداد. حجم بالا یعنی ورود و خروج راحتتر؛ غربالها قراردادهای کمحجم را کنار میگذارند.
موقعیت باز
تعداد قراردادهایی که باز شدهاند و هنوز بسته یا تسویه نشدهاند. حجم امروز میتواند گذرا باشد، ولی موقعیت باز نشان میدهد چقدر پول واقعاً روی این قرارداد مانده.
بیشینه و کمینهٔ روز
بالاترین و پایینترین قیمت معاملهٔ امروز این قرارداد.
وجه تضمین (مارجین)
مبلغی که بورس کالا برای باز نگهداشتن هر قرارداد بلوکه میکند. اگر قیمت خلاف موقعیتت برود و حساب زیر حد برسد، باید آن را شارژ کنی.
در بورس تهران هم فروشندهٔ اختیار وجه تضمین میگذارد. مبلغش فرمول دارد و پایان هر جلسه با قیمت پایانی بهروز میشود. عددهای وجه تضمین در صفحه تخمینیاند؛ عدد قطعی را از کارگزاری خودت بگیر.
کاوردکال وجه تضمین جدا نمیخواهد چون خود سهم پشتوانهٔ تعهد است، و در پوت نقد-تضمین فرض این است که کل نقد لازم برای خرید را کنار گذاشتهای.
پول و بازده
میگیری / میپردازی
پولی که با فروش یک قرارداد کامل همین امروز به حسابت میآید (ریال) = مظنهٔ خرید × اندازهٔ قرارداد. کارمزد از آن کم نشده.
سهم بلوکه
ارزش سهمی که باید در سبد داشته باشی و تا سررسید قفل میماند (ریال) = قیمت فعلی پایه × اندازهٔ قرارداد. کاوردکال بهجای وجه تضمین، خود سهم را میخواهد.
نقد لازم
نقدی که باید کنار بگذاری تا اگر پوت اعمال شد بتوانی سهم را بخری (ریال) = قیمت اعمال × اندازهٔ قرارداد. «نقد-تضمین» یعنی همین.
بیشترین سود
سقف سود کاوردکال تا سررسید برای یک قرارداد کامل (ریال): پریمیوم بهعلاوهٔ رشد سهم تا قیمت اعمال. وقتی رخ میدهد که سهم در سررسید به قیمت اعمال یا بالاتر برسد.
بازده دوره که به نرخ سالانه تبدیل شده (× ۳۶۵ ÷ روزهای مانده). زیر ۱۴ روز «—» میماند و بالای ۳۰۰٪ در همان ۳۰۰٪ میایستد.
بازده سالانه، بازده یک معاملهٔ کوتاه را به زبان یک سال ترجمه میکند. پریمیوم ۲٪ برای ۳۰ روز یعنی حدود ۲۴٪ سالانه. این نرخ ساده است، مرکب نیست، و فرض میکند میتوانی همین معامله را تمام سال با همین شرایط تکرار کنی — که کمتر پیش میآید.
برای همین فقط برای مقایسهٔ ردیفها با هم به کار میآید، نه وعدهٔ درآمد. زیر ۱۴ روز سالانه نمیکنیم و «—» نشان میدهیم، چون ضریب ۳۶۵ ÷ ۳ از یک پریمیوم کوچک عدد نجومی میسازد. سقف نمایش هم ۳۰۰٪ است؛ عدد بالاتر معمولاً یعنی تابلوی نازک یا مظنهٔ خراب.
بالاترین بازده معمولاً همان جایی است که بازار بیشترین احتمال زیان را قیمت کرده. بازده را همیشه کنار «احتمال اعمال» یا «احتمال سود» بخوان.
فرمولبازده دوره × ۳۶۵ ÷ روزهای مانده
اگر اعمال شود
بازده سالانه اگر سهم در سررسید بالای قیمت اعمال باشد و با همان قیمت فروخته شود: پریمیوم بهعلاوهٔ رشد سهم تا قیمت اعمال.
فرمول: (مظنهٔ خرید + قیمت اعمال − قیمت فعلی) ÷ قیمت فعلی، سالانهشده.
خرید مؤثر
اگر پوت اعمال شود و سهم را بخری، قیمت واقعی تمامشده برایت = قیمت اعمال − پریمیومی که گرفتهای. سربهسر پوت نقد-تضمین هم همین است.
فرمولقیمت اعمال − مظنهٔ خرید پوت
تخفیف تا اسپات
خرید مؤثر چند درصد پایینتر از قیمت فعلی سهم است. اگر سهم تا سررسید بیشتر از این درصد بیفتد، معامله در زیان است.
فرمول(قیمت فعلی − خرید مؤثر) ÷ قیمت فعلی × ۱۰۰
سربهسر
قیمتی از سهم پایه در سررسید که معامله در آن نه سود دارد نه زیان.
برای کاوردکال: قیمت فعلی منهای پریمیوم (پریمیوم تا این حد افت را جبران میکند). برای پوت نقد-تضمین: همان خرید مؤثر. برای اسپرد صعودی با پوت: قیمت اعمال فروخته منهای اعتبار، و برای اسپرد نزولی با کال: قیمت اعمال فروخته بهعلاوهٔ اعتبار.
احتمالها
احتمال اعمال
احتمال تقریبی اینکه اختیار در سررسید داخل پول باشد و اعمال شود (≈ قدر مطلق دلتا). ۳۰٪ یعنی در حدود ۳ از ۱۰ حالت سهم از دستت میرود (کاوردکال) یا باید بخریاش (پوت نقد-تضمین).
احتمال مدل است، نه پیشبینی جهت.
این عدد از قیمت خود بازار درمیآید: مدل بلکشولز با نوسان ضمنی همان قرارداد. یعنی میگوید بازار با این قیمتها چه احتمالی را قیمت کرده، نه اینکه سهم واقعاً کجا میرود.
دلتا تقریب رایج و کمی سخاوتمندانهٔ این احتمال است. برای فروشنده، احتمال اعمال بالاتر یعنی پریمیوم بیشتر در ازای احتمال بیشتر از دست دادن سهم یا مجبور شدن به خرید.
احتمال سود
احتمال اینکه پایه در سررسید طرف درست سربهسر بماند (نه فقط طرف درست قیمت اعمال). با مدل بلکشولز و نوسان ضمنی پای فروخته حساب میشود. ردیفهای زیر ۵۰٪ نمایش داده نمیشوند.
احتمال سود با «احتمال اعمال نشدن» فرق دارد. فروشندهٔ اسپرد اعتبار گرفته و همین اعتبار به او کمی جا میدهد: سربهسر به اندازهٔ اعتبار از قیمت اعمال فروخته دورتر است. برای همین احتمال سود روی سربهسر حساب میشود.
احتمال سود بالا به معنای معاملهٔ خوب نیست. در اسپرد اعتباری، احتمال ۷۰٪ معمولاً با زیانی همراه است که چند برابر سود است؛ این دو را همیشه کنار هم ببین.
احتمال فعالشدن بیمه
احتمال تقریبی اینکه سهم در سررسید زیر قیمت اعمال پوت باشد و بیمه واقعاً به کار بیاید (≈ قدر مطلق دلتا). بالا بودنش یعنی بیمه به قیمت فعلی نزدیک و گرانتر است.
بیمهٔ سهم و کالر
هزینهٔ بیمه
پریمیومی که برای پوت میپردازی، بهصورت درصد قیمت فعلی سهم. ۳٪ یعنی برای بیمهٔ هر ۱۰۰ ریال سهم، ۳ ریال میدهی.
فرمولمظنهٔ فروش پوت ÷ قیمت فعلی پایه × ۱۰۰
هزینهٔ سالانهٔ بیمه
هزینهٔ بیمه اگر آن را یک سال تمدید کنی (× ۳۶۵ ÷ روز). جدول بر همین مرتب شده: ارزانترین بیمهٔ معنادار اول. زیر ۱۴ روز «—» میماند و بالای ۳۰۰٪ در همان ۳۰۰٪ میایستد.
کف محافظت
کمترین قیمتی که عملاً سهمت را با آن میفروشی، هر قدر هم سهم بیفتد = قیمت اعمال پوت − پریمیوم پرداختی.
حداکثر افت
بیشترین زیانی که با این بیمه ممکن است، بهصورت درصد قیمت فعلی. هزینهٔ بیمه داخلش حساب شده.
فرمول(قیمت فعلی − کف) ÷ قیمت فعلی × ۱۰۰
پاهای کالر
قیمت اعمال اختیار فروشی که میخری (بیمه). نزدیکترین پوت زیر قیمت فعلی انتخاب شده تا بیشترین محافظت را بدهد.
در کالر برای هر نماد و سررسید، نزدیکترین پوت زیر قیمت فعلی را میخری و نزدیکترین کال بالای آن را میفروشی. پریمیوم کال بخشی یا همهٔ هزینهٔ پوت را میدهد و در عوض سود سهم تا قیمت اعمال کال سقف میخورد.
هزینهٔ خالص کالر
پریمیوم پوت خریده منهای پریمیوم کال فروخته، بهازای یک سهم (ریال). مثبت یعنی هزینه میدهی؛ منفی یعنی کالر به تو اعتبار هم میدهد.
فرمولمظنهٔ فروش پوت − مظنهٔ خرید کال
سقف سود
قیمت اعمال کال فروختهشده. بالاتر از آن، سهمت در سررسید با همین قیمت فروخته میشود و سود بیشتری نمیبری.
فاصله تا سقف
قیمت فعلی تا سقف سود چند درصد جا دارد. سود خالص واقعی در بهترین حالت = این عدد منهای «٪ هزینهٔ خالص».
فرمول(سقف − قیمت فعلی) ÷ قیمت فعلی × ۱۰۰
بازهٔ محافظت
پهنای کف تا سقف، بهصورت درصد قیمت فعلی. پهنتر یعنی سهم برای بالا و پایین رفتن جای بیشتری دارد؛ باریکتر یعنی هم زیان و هم سود محدودترند.
فرمول(سقف − کف) ÷ قیمت فعلی × ۱۰۰
پاهای استاک ریپیر
قیمت اعمال کالی که نزدیک قیمت فعلی میخری؛ شروع جبران افت سهمت.
استاک ریپیر برای کسی است که سهم را دارد و در ضرر است: یک کال نزدیک قیمت میخری و دو کال بالاتر میفروشی تا بدون پول اضافه، سربهسر پایینتر بیاید.
بالاتر از «سقف» سودت متوقف میشود و سهمت عملاً با همین قیمت فروخته میشود؛ زیر قیمت فعلی هیچ محافظت اضافهای نداری — این ترکیب بیمه نیست.
هزینهٔ خالص استاک ریپیر
مظنهٔ فروش کال خریده منهای ۲ × مظنهٔ خرید کال فروخته، ریال بهازای یک سهم. نزدیک صفر یا حتی اعتبار است و ریسک اضافهای به نگهداشتن ساده نمیافزاید.
فرمولمظنهٔ فروش خرید کال@ − ۲ × مظنهٔ خرید فروش ۲ کال@
جبران اضافه، سقف و فاصله تا سقف (استاک ریپیر)
اگر سهم تا سقف برگردد، اینقدر بیشتر از نگهداشتن ساده جبران کردهای؛ یعنی سربهسر بدون پول اضافه پایینتر آمده.
«صعودی با پوت»: پوت بالاتر را میفروشی و پوت پایینتر را میخری؛ سود وقتی که پایه بالای سربهسر بماند.
«نزولی با کال»: کال پایینتر را میفروشی و کال بالاتر را میخری؛ سود وقتی که پایه زیر سربهسر بماند.
پای فروش و پای خرید
قیمت اعمال پایی که میفروشی و پریمیومش را میگیری؛ پای اصلی معامله.
عرض
فاصلهٔ دو قیمت اعمال، ریال بهازای یک سهم. در بدترین حالت همین فاصله را از دست میدهی و اعتبار دریافتی از آن کم میشود.
اعتبار
پول خالصی که همان روز اول میگیری، ریال بهازای یک سهم = مظنهٔ خرید پای فروش − مظنهٔ فروش پای خرید. پول یک قرارداد = × اندازهٔ قرارداد.
فرمولمظنهٔ خرید پای فروش − مظنهٔ فروش پای خرید
حداکثر زیان
بدترین نتیجه، ریال بهازای یک سهم = عرض − اعتبار. این زیان از قبل معلوم و محدود است، ولی ممکن است چند برابر اعتبار باشد.
فرمولعرض − اعتبار
بازده روی ریسک
اعتبار ÷ حداکثر زیان در همین دوره. ۲۵٪ یعنی در بهترین حالت بهازای هر ۱۰۰ ریالی که در خطر گذاشتهای ۲۵ ریال میبری. ردیفهای بالای ۳۰۰٪ دادهٔ خراباند و حذف شدهاند.
فرمولاعتبار ÷ حداکثر زیان × ۱۰۰
اسپرد خرید صعودی (بول کال)
قیمت اعمال اختیار خریدی که میخری؛ پای اصلی معامله و موتور سودت. نزدیک به قیمت فعلی انتخاب شده.
بول کال اسپرد شرط صعودی با ریسک محدود است: یک اختیار خرید نزدیک به قیمت میخری و یکی بالاتر میفروشی. پریمیوم پای فروش بخشی از هزینه را برمیگرداند، در عوض سودت تا اعمال فروخته سقف میخورد.
برخلاف اسپرد اعتباری، اینجا گذر زمان به نفعت نیست؛ برای سود، پایه باید واقعاً بالا برود.
اسپرد فروش نزولی (بیر پوت)
قیمت اعمال اختیار فروشی که میخری، نزدیک به قیمت فعلی؛ پای اصلی معامله و موتور سودت. هرچه پایه بیشتر پایین بیفتد، این پا بیشتر میارزد.
بیر پوت اسپرد شرط نزولی با ریسک محدود است: یک اختیار فروش نزدیک به قیمت میخری و یکی پایینتر میفروشی. پریمیوم پای فروش بخشی از هزینه را برمیگرداند، در عوض سودت تا اعمال فروخته سقف میخورد.
برخلاف اسپرد اعتباری، اینجا گذر زمان به نفعت نیست؛ برای سود، پایه باید واقعاً پایین برود.
بدهی
پولی که روز اول میدهی، ریال بهازای یک سهم = مظنهٔ فروش پای خرید − مظنهٔ خرید پای فروش. بیشترین زیان ممکن هم همین است. پول یک قرارداد = × اندازهٔ قرارداد.
فرمولمظنهٔ فروش پای خرید − مظنهٔ خرید پای فروش
حداکثر سود اسپرد
بهترین نتیجه، ریال بهازای یک سهم = عرض − بدهی. وقتی به دست میآید که پایه در سررسید بالای اعمال فروخته ببندد.
فرمولعرض − بدهی
آربیتراژ نظری
خانوادهٔ نقض: «اعتبار بیشتر از عرض» سود در هر قیمتی قفل است؛ «اسپرد بدهی مجانی» پول میگیری و بدترین حالت هم چیزی بدهکار نیستی؛ «باکس بالاتر از اخزا» اوراق ساختگی با نرخ بهتر از اخزاست.
کانال آیرونکندور
محدودهٔ سود کامل: اگر قیمت پایه در سررسید بین پوت فروخته و کال فروخته باشد، همهٔ اعتبار مال توست.
آیرونکندور چهار پا دارد: یک اسپرد صعودی با پوت زیر قیمت فعلی و یک اسپرد نزولی با کال بالای آن، هر دو همسررسید. برای هر نماد و سررسید فقط بهترین ترکیب (بیشترین بازده سالانه روی ریسک با احتمال سود دستکم ۵۰٪) نمایش داده میشود.
گام اول چرخ (فروش پوت)
گام اول: قیمت اعمال پوت نقد-تضمینی که میفروشی. پوتی انتخاب شده که بیشترین بازده سالانه روی نقد را دارد.
گام دوم چرخ (فروش کال)
گام دوم، اگر پوت اعمال شد و سهم را خریدی: قیمت اعمال کاوردکال. فقط کالهای بالاتر از خرید مؤثر انتخاب میشوند تا فروخته شدن سهم زیان قفل نکند.
کال امروز تابلو فقط نمونه است؛ روز تخصیص باید کال همان روز را انتخاب کنی.
بازده چرخهٔ کامل
مجموع پریمیوم دو گام ÷ قیمت اعمال پوت، سالانهشده روی مجموع روزهای دو گام. جدول بر همین مرتب شده. فرض میکند هر دو گام همینطور اجرا شوند.
قیمت اعمال نزدیکترین کال خریداریشده، پایینترین پای معامله؛ یکی از دو بال محافظ باترفلای.
باترفلای کال چهار قرارداد است روی سه قیمت اعمال با فاصلهٔ برابر: یک کال پایین و یک کال بالا میخری، دو کال وسط میفروشی. شرط «قیمت همین حدود میماند» است، با هزینه و ریسک خیلی کوچک.
چون هر سه پا کالاند و بازار اختیار ایران بیشتر حول کال میچرخد، برخلاف آیرونکندور که به پوت نقدشونده هم نیاز دارد، این شرط بیشتر روزها قابل اجراست.
میپردازی (باترفلای)
بدهی خالص سه پا، ریال بهازای یک سهم = خرید پایین + خرید بالا − ۲ × فروش وسط. سقف زیانت همین است و معمولاً مبلغ کوچکی.
بهترین نتیجه، ریال بهازای یک سهم = (فروش وسط − خرید پایین) − بدهی. وقتی به دست میآید که پایه در سررسید دقیقاً روی اعمال وسط ببندد.
فرمول(اعمال فروش وسط − اعمال خرید پایین) − بدهی
سربهسر پایین و سربهسر بالا (باترفلای)
اعمال خرید پایین + بدهی. پایینتر از آن همان بدهی کوچک را از دست میدهی، نه بیشتر.
بازدهٔ روی ریسک (باترفلای)
بیشترین سود ÷ بدهی در همین دوره. چون بدهی کوچک است این نسبت معمولاً بالاست؛ در عوض احتمال رسیدن دقیق به این سود کم است — این دو را کنار هم بخوان.
احتمال سود (باترفلای)
احتمال اینکه پایه در سررسید بین دو سربهسر ببندد، با مدل بلکشولز. معمولاً عدد کمی است؛ نسبت بیشترین سود به بدهی در عوض بالاست.
گریکها
دلتا
با هر ۱ ریال تغییر قیمت پایه، قیمت اختیار (بهازای یک سهم) چقدر تغییر میکند. اختیار خرید بین صفر و ۱ و اختیار فروش بین صفر و منفی ۱. قدر مطلقش تقریب رایج احتمال داخل پول شدن هم هست.
دلتای ۰٫۴ برای اختیار خرید یعنی اگر سهم ۱۰۰ ریال بالا برود، اختیار حدود ۴۰ ریال بهازای هر سهم گرانتر میشود. اختیار فروش دلتای منفی دارد چون با بالا رفتن سهم ارزان میشود.
همهٔ گریکهای سایت با مدل بلکشولز، نوسان ضمنی همان قرارداد و نرخ بدون ریسک برآمده از اخزا حساب میشوند.
گاما
دلتا با هر ۱ ریال تغییر پایه چقدر تغییر میکند. نزدیک سررسید و نزدیک قیمت اعمال بزرگ میشود و موقعیت را ناگهان حساس میکند.
تتا
افت ارزش اختیار با گذشت هر روز (ریال بهازای یک سهم)، اگر قیمت پایه و نوسان ثابت بمانند. برای خریدار هزینه است و برای فروشنده درآمد.
سرعت فرسایش زمانی ثابت نیست: در هفتههای آخر پیش از سررسید تندتر میشود، مخصوصاً برای اختیارهای نزدیک به پول. تتای منفی ۳ یعنی اگر فردا همهچیز همین بماند، اختیار حدود ۳ ریال بهازای هر سهم ارزانتر است — برای یک قرارداد ۱۰۰۰سهمی، ۳۰۰۰ ریال در روز.
وگا
اگر نوسان ضمنی ۱ واحد درصد بالا برود، قیمت اختیار چند ریال (بهازای یک سهم) بالا میرود. خریدار از بالا رفتن نوسان سود میبرد و فروشنده زیان.
نوسان
نوسان ضمنی (IV)
نوسان سالانهای که اگر در مدل بلکشولز بگذاری، همین قیمت بازار درمیآید. هرچه بالاتر، اختیار گرانتر. عدد خامش را فقط با گذشتهٔ همان نماد مقایسه کن.
پریمیوم فقط به قیمت سهم بستگی ندارد؛ به این هم بستگی دارد که بازار انتظار دارد سهم تا سررسید چقدر تکان بخورد. نوسان ضمنی همین انتظار است که از دل قیمت بازار بیرون کشیده میشود.
نوسان ضمنی ۴۰٪ برای یک نماد آرام زیاد است و برای یک نماد پرنوسان کم؛ برای همین سایت آن را با نوسان تاریخی همان سهم (IV/HV) و با گذشتهٔ خودش (رتبهٔ نوسان) میسنجد.
نوسان ضمنی نزدیک به پول
نوسان ضمنی قرارداد نزدیک به پول (ATM) امروز این نماد پایه؛ نمایندهٔ «قیمت نوسان» کل زنجیره.
نوسان تاریخی (HV)
نوسان واقعی سالانهٔ قیمت پایه در گذشته، از بازدههای روزانه. نشان میدهد سهم واقعاً چقدر تکان خورده.
نسبت IV/HV
نسبت نوسان ضمنی به نوسان تاریخی. بالای ۱٫۱۵ یعنی بازار برای نوسان بیشتر از آنچه سهم معمولاً دارد پول میگیرد (گران)؛ زیر ۰٫۸۵ یعنی ارزان.
این جدول قراردادهای زیر ۵ روز و خیلی دور از پول را کنار میگذارد، چون ارزش زمانی آنها تقریباً صفر است و نوسان ضمنیشان معنایی ندارد.
گران بودن نوسان همیشه فرصت فروش نیست: گاهی بازار از اتفاقی خبر دارد (مجمع، گزارش، خبر) که در نوسان تاریخی دیده نمیشود.
فرمولنوسان ضمنی ÷ نوسان تاریخی
رتبهٔ نوسان (IV-rank)
جای نوسان ضمنی امروز بین کمترین و بیشترین مقدار تاریخچهٔ همین نماد (۰ تا ۱۰۰). ۹۰ یعنی نزدیک سقف تاریخی: پریمیوم گران است.
تاریخچه از قیمت پایانی روزانهٔ قرارداد نزدیک به پول هر نماد بازسازی میشود و روزبهروز انباشته میشود. رتبه از ۵ روز داده به بعد حساب میشود، ولی تا تاریخچه چند ماهه نشود، سقف و کفش هنوز نماینده نیستند؛ ستون «تعداد روز» را کنارش ببین.
چند درصد روزهای تاریخچه نوسان ضمنی کمتری از امروز داشتهاند. برخلاف رتبه، یک روز استثنایی در تاریخچه آن را کج نمیکند.
بازهٔ تاریخی و تعداد روز
کمترین تا بیشترین نوسان ضمنی نزدیک به پول که برای این نماد ثبت شده.
نوع معاملهٔ نوسان (استرادل/استرنگل)
«استرادل»: کال و پوت هر دو روی نزدیکترین قیمت اعمال به قیمت فعلی — گرانتر، ولی حرکت کمتری برای سود لازم دارد.
«استرنگل»: کال بالاتر و پوت پایینتر، هر دو خارج از پول — ارزانتر، ولی حرکت بیشتری لازم دارد.
هر دو حالت خرید نوساناند: شرط روی اندازهٔ حرکت پایه، نه جهتش. سود هم با جهش بالا و هم با ریزش شروع میشود، هر کدام زودتر به یکی از دو سربهسر برسد.
بهترین وقت ساختن این معامله جایی است که رتبهٔ نوسان پایین باشد؛ نوسان ارزان یعنی همین پوزیشن ارزانتر خریده میشود. گذر زمان دشمن اصلی است: هر روزی که سهم حرکت نکند، ارزش زمانی هر دو پا میسوزد.
اعمال کال و اعمال پوت (استرادل/استرنگل)
قیمت اعمال اختیار خریدی که میخری. در استرادل همان قیمت اعمال پوت است؛ در استرنگل بالاتر از آن و خارج از پول.
میپردازی (استرادل/استرنگل)
جمع مظنهٔ فروش دو پا (کال و پوت)، ریال بهازای یک سهم. سقف زیانت همین است؛ پول یک قرارداد = × اندازهٔ قرارداد.
فرمولمظنهٔ فروش کال + مظنهٔ فروش پوت
سربهسر بالا و سربهسر پایین (استرادل/استرنگل)
قیمتی از پایه در سررسید که سود سمت بالا از آن شروع میشود = اعمال کال + میپردازی.
حرکت لازم
کمترین درصد حرکت پایه، از قیمت فعلی تا نزدیکترین سربهسر. سود وقتی شروع میشود که پایه بیش از این مقدار حرکت کند، از هر طرف.
احتمال سود (استرادل/استرنگل)
احتمال اینکه پایه در سررسید بیرون از بازهٔ دو سربهسر ببندد (بالاتر از سربهسر بالا یا پایینتر از سربهسر پایین)، با مدل بلکشولز. جهت مهم نیست، فقط اندازهٔ حرکت مهم است.
سطح نوسان و منحنی پیوسته
لبخند و چولگی نوسان
نوسان ضمنی در برابر قیمت اعمال؛ هر منحنی یک سررسید و خطچین عمودی قیمت فعلی است. اگر سمت قیمتهای اعمال پایین بالاتر باشد، بازار برای بیمه در برابر ریزش پول بیشتری میگیرد؛ اگر سمت بالا بالاتر باشد، برای جهش.
اگر مدل بلکشولز کامل بود، همهٔ اختیارهای یک سهم نوسان ضمنی یکسانی داشتند و این نمودار خط صاف بود. در عمل خمیده است و به آن لبخند نوسان میگوییم؛ شیبش چولگی است.
هر منحنی رنگی یک سررسید است و نقطهها قیمتهای اعمالیاند که نوسان ضمنی دارند. در هر قیمت اعمال اگر هم کال و هم پوت باشد، میانگین دو نوسان گرفته میشود. نوار پررنگتر پشت نقطهها منحنی پیوستهٔ برازششده است (اگر قابل استفاده باشد).
ساختار زمانی نوسان
نوسان ضمنی نزدیک به پول در برابر روزهای مانده. شیب صعودی (سررسید دورتر، نوسان بیشتر) حالت عادی است؛ شیب نزولی یعنی بازار منتظر اتفاقی در کوتاهمدت است.
منحنی پیوستهٔ نوسان (SVI)
یک منحنی صاف (مدل SVI) که به نقطههای هر سررسید برازش میشود تا نوسان در قیمتهای اعمال بیمعامله هم تخمین زده شود. فقط وقتی «قابل استفاده» است که از هر سه آزمون کیفیت رد شود.
منحنی SVI پنج پارامتر دارد. با پنج نقطه از همهٔ آنها بیخطا عبور میکند — نه چون بازار را فهمیده، بلکه چون چارهای ندارد. برای همین درجهٔ آزادی (نقطهها منهای ۵) باید دستکم ۲ باشد.
سه شرط قبولی: درجهٔ آزادی دستکم ۲، خطای برازش حداکثر ۵ واحد درصد نوسان، و نداشتن پروانهآربیتراژ. فقط قیمتهای اعمالی وارد برازش میشوند که امروز حجم کافی یا مظنهٔ نقدشونده دارند. روی تابلوی کمعمق خیلی از روزها این شرطها برقرار نیست و صفحه دلیلش را میگوید.
پروانهآربیتراژ
ناسازگاری درونی قیمتهای یک سررسید: قیمت اختیارهای کنار هم طوری است که روی کاغذ سود بیریسک میسازد.
اگر منحنی برازششده پروانهآربیتراژ داشته باشد، یعنی سه قیمت اعمال متوالی با هم ناسازگارند؛ روی تابلوی نازک تقریباً همیشه نشانهٔ مظنهٔ کهنه است، نه فرصت واقعی. چنین منحنیای کنار گذاشته میشود.
آربیتراژ تقویمی
نوسان کل (نوسان² × زمان) باید با دورتر شدن سررسید بزرگتر شود. اگر سررسید دورتر نوسان کل کمتری داشته باشد، یکی از دو سررسید مظنهٔ کهنه دارد.
فاصله از لبخند
نوسانی که منحنی پیوسته در همین قیمت اعمال تخمین میزند؛ یعنی مقدار «هماهنگ با بقیهٔ زنجیره» برای این قرارداد.
پریتی خرید-فروش
انحراف خالص از پریتی
اختلاف «کال منهای پوت» بازار با مقدار نظریاش (قیمت پایه منهای ارزش امروز قیمت اعمال)، پس از کسر نصف فاصلهٔ مظنهٔ هر دو پا بهعنوان هزینهٔ اجرا؛ ریال بهازای یک سهم.
در پریتی خرید-فروش، کال منهای پوت با قیمت اعمال و سررسید یکسان باید برابر قیمت سهم منهای ارزش امروز قیمت اعمال باشد. ارزش امروز با نرخ بدون ریسک برآمده از اخزا حساب میشود.
فقط قیمتهای اعمال نزدیک به پول بررسی میشوند که هر دو پا امروز معامله داشتهاند و فاصلهٔ مظنهٔ هر پا زیر ۱۸٪ است. کارمزد معامله، کارمزد اعمال و هزینهٔ تأمین نقد کم نشدهاند و معمولاً بیشتر انحراف را میخورند.
فرمول|(کال − پوت) − (قیمت پایه − قیمت اعمال × e^(−نرخ × زمان))| − نصف فاصلهٔ مظنهٔ دو پا
سمت انحراف
«C−P گران»: کال نسبت به پوت گران است؛ با فروش کال، خرید پوت و خرید سهم (کانورژن) قابل اجراست.
«C−P ارزان»: برعکس؛ سمت مقابل به فروش سهم نیاز دارد که در ایران فقط با فروش تعهدی و روی نمادهای مجاز ممکن است.
اعمال پایین و اعمال بالا (باکس)
قیمت اعمال پایینتر باکس؛ روی همین دو اعمال هم اسپرد خرید صعودی با کال ساخته میشود و هم اسپرد فروش نزولی با پوت.
هزینهٔ باکس
پول خالصی که برای ساختن چهار پای باکس میدهی، ریال بهازای یک سهم: جمع بدهی اسپرد خرید صعودی با کال و اسپرد فروش نزولی با پوت روی همان دو اعمال.
پرداخت سررسید (باکس)
مبلغی که در سررسید حتماً میگیری، مستقل از قیمت پایه = اعمال بالا − اعمال پایین.
فرمولاعمال بالا − اعمال پایین
نرخ ضمنی سالانه (باکس)
بازده خرید باکس تا سررسید، سالانهشده. بزرگ و مثبت یعنی باکس ارزان خریده شده؛ کوچک یا منفی یعنی گران.
نرخ بدون ریسک ریالی همان روز، از منحنی اخزا یا منبع جایگزین — همان نرخی که در پریتی و قیمتگذاری اختیارها به کار میرود.
اختلاف (باکس)
نرخ ضمنی سالانهٔ باکس منهای نرخ اخزا، به واحد درصد. اختلاف بزرگ یعنی قیمتگذاری تابلو با نرخ بدون ریسک نمیخواند؛ ولی چهار پا یعنی چهار کارمزد و چهار مظنهٔ پهن، پس بیشتر آموزشی و هشداری است تا فرصت واقعی. این جدول توصیه نیست.
فرمولنرخ ضمنی سالانه − نرخ اخزا
بکتست
بازدهٔ کل و سرمایهٔ نهایی
رشد سرمایه از اول تا آخر بکتست، با فرض اینکه سود هر چرخه در چرخهٔ بعد دوباره به کار رفته (مرکب).
بازدهٔ سالانهٔ بکتست
بازدهٔ کل تبدیلشده به نرخ سالانهٔ مرکب. روی بازهٔ کوتاه عدد بزرگ و ناپایداری میدهد؛ با «تعداد چرخه» کنار هم بخوان.
نرخ برد
درصد چرخههایی که بازده مثبت داشتند. در فروش اختیار نرخ برد بالا عادی است؛ مهم این است که چرخههای بازنده چقدر بزرگاند.
بیشینهٔ افت سرمایه
بزرگترین افت منحنی سرمایه از یک قله تا کف بعدی. نشان میدهد در بدترین دوره چقدر از سرمایه آب رفت.
فرمولبزرگترین (قله − کف بعدی) ÷ قله
تعداد چرخه
چند بار معامله باز و در سررسید تسویه شد. با کمتر از ۱۰ چرخه، نتیجه بیشتر شانس است تا شاهد.
ردیفهای چرخه
تاریخ باز کردن معاملهٔ این چرخه.
اعتبارسنجی ML
بازههای آزمون
دورهای که مدل آن را ندیده و روی آن امتحان شده. مدل فقط با دادههای پیش از این بازه آموزش دیده (اعتبارسنجی گامبهگام زمانی).
داده بهترتیب زمان به چند بازه تقسیم میشود. هر بار مدل فقط با گذشته آموزش میبیند و روی بازهٔ بعدی امتحان میشود. تقسیم تصادفی دادهٔ سریزمانی به مدل اجازه میداد فردا را از همسایهاش در دادهٔ آموزش یاد بگیرد و دقت ساختگی بسازد.
AUC
توان مدل در جدا کردن روزهای صعودی از نزولی: ۰٫۵ یعنی مثل شیر یا خط، ۱ یعنی بیخطا. آستانهٔ قبولی ۰٫۵۵ است.
دقت مدل، مبنای ساده و برتری
درصد پیشبینیهای درست جهت بازده فردا در بازهٔ آزمون.
اگر ۶۰٪ نمونهها صعودی باشند، کسی که همیشه «صعود» بگوید هم ۶۰٪ درست است. برای همین دقت مدل با این مبنای ساده مقایسه میشود.
مدل فقط وقتی پذیرفته میشود که میانهٔ AUC دستکم ۰٫۵۵ و میانهٔ برتری دقت دستکم ۲ واحد باشد و دستکم ۶۰٪ بازهها هم جداجدا قبول شوند. تا آن روز هیچ پیشبینیای منتشر نمیشود و فقط همین گزارش نشان داده میشود.
چیزی پیدا نشد. واژهٔ کوتاهتری امتحان کن.
حالا جدولها را روی تابلوی امروز ببین
در صفحهٔ آپشن کلید «حرفهای» را بزن. بالای هر جدول لینک همین راهنما و درس مربوطش هست.
این خروجی مدل آماری است، نه توصیهٔ سرمایهگذاری. بازده گذشته تضمین آینده نیست و تصمیم و مسئولیت نهایی با خود شماست. پیش از هر خرید، شرایط خودتان را بسنجید.