صورتهای مالی سه تصویر از یک شرکتاند و هر سه را لازم داری. ترازنامه میگوید شرکت همین الان چه دارد و چقدر بدهکار است، صورت سود و زیان میگوید در یک دوره چقدر فروخته و آخرش چقدر برایش مانده، و صورت جریان وجوه نقد میگوید از آن سود چقدر واقعاً پول نقد شد. هر سه رایگان در کدال منتشر میشوند و خواندن سطرهای اصلیشان بیست دقیقه وقت میخواهد، نه مدرک حسابداری.
در تمام مقالههای این دسته یک شرکت فرضی همراهمان است: فولاد سپیدان، شرکتی که شمش فولاد میسازد و بخشی از تولیدش را صادر میکند. سرمایهاش ۱٬۰۰۰ میلیارد تومان است، یعنی ۱۰ میلیارد سهم با ارزش اسمی ۱٬۰۰۰ ریال. همهٔ اعداد پایین برای سال مالی منتهی به اسفند ۱۴۰۴ است.
چون هر کدام به یک پرسش جواب میدهند و هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد. ترازنامه یک عکس لحظهای است: وضعیت شرکت در یک تاریخ مشخص. صورت سود و زیان و صورت جریان نقد هر کدام فیلم یک دورهاند: سه ماه، شش ماه یا یک سال.
اگر فقط سود خالص را ببینی، ممکن است شرکتی را بپسندی که سود دارد ولی پولش در انبار و مطالبات گیر کرده و برای پرداخت حقوق کارکنانش وام میگیرد. و اگر فقط ترازنامه را ببینی، نمیفهمی دارایی بزرگش امسال سودآور بوده یا نه.
ترازنامه یک معادلهٔ همیشه برقرار است: دارایی = بدهی + حقوق مالکانه. یعنی هر چیزی که شرکت دارد یا با پول طلبکاران خریده شده یا با پول سهامداران. سمت داراییها از نقدشوندهترین شروع میشود و سمت دیگر از زودرسترین بدهی.
| داراییها | میلیارد تومان | بدهیها و حقوق مالکانه | میلیارد تومان |
|---|---|---|---|
| موجودی نقد | ۱٬۰۰۰ | پرداختنیهای تجاری | ۳٬۰۰۰ |
| دریافتنیهای تجاری | ۳٬۰۰۰ | تسهیلات کوتاهمدت | ۲٬۰۰۰ |
| موجودی مواد و کالا | ۴٬۰۰۰ | جمع بدهی جاری | ۵٬۰۰۰ |
| جمع دارایی جاری | ۸٬۰۰۰ | بدهی غیرجاری | ۲٬۰۰۰ |
| دارایی ثابت (کارخانه و ماشینآلات) | ۹٬۰۰۰ | سرمایه (۱۰ میلیارد سهم) | ۱٬۰۰۰ |
| سرمایهگذاری بلندمدت | ۱٬۰۰۰ | اندوخته و سود انباشته | ۱۰٬۰۰۰ |
| جمع داراییها | ۱۸٬۰۰۰ | جمع بدهی و حقوق مالکانه | ۱۸٬۰۰۰ |
سه عدد را از همین جدول بیرون بکش:
نکته«سرمایه» در ترازنامه همان عدد اسمی ثبتشده است (۱٬۰۰۰ میلیارد تومان)، نه ارزش شرکت. ارزش بازار فولاد سپیدان با قیمت تابلوی ۱۲٬۰۰۰ ریال برابر ۱۲٬۰۰۰ میلیارد تومان است — دوازده برابر سرمایهٔ ثبتشده. سرمایهٔ ثبتشده فقط وقتی مهم میشود که افزایش سرمایه در راه باشد.
از بالا به پایین، و هر پله را بهصورت درصدی از فروش ببین. بالاترین سطر پولی است که مشتریها دادهاند و پایینترین سطر پولی که به سهامدار رسیده؛ بین این دو، هر سطر یک هزینه است که یک نفر برداشته.
| قلم | میلیارد تومان | نسبت به فروش |
|---|---|---|
| درآمد عملیاتی (فروش) | ۱۲٬۰۰۰ | ۱۰۰٪ |
| بهای تمامشدهٔ کالای فروشرفته | (۹٬۰۰۰) | ۷۵٪ |
| سود ناخالص | ۳٬۰۰۰ | ۲۵٪ |
| هزینههای فروش، اداری و عمومی | (۶۰۰) | ۵٪ |
| سود عملیاتی | ۲٬۴۰۰ | ۲۰٪ |
| هزینهٔ مالی (بهرهٔ تسهیلات) | (۴۰۰) | — |
| سایر درآمدها | ۲۰۰ | — |
| سود قبل از مالیات | ۲٬۲۰۰ | — |
| مالیات | (۲۰۰) | — |
| سود خالص | ۲٬۰۰۰ | ۱۶٫۷٪ |
سود خالص ۲٬۰۰۰ میلیارد تومان تقسیم بر ۱۰ میلیارد سهم میشود ۲۰۰ تومان، یعنی سود هر سهم (EPS) برابر ۲٬۰۰۰ ریال. با قیمت ۱۲٬۰۰۰ ریال، نسبت قیمت به سود ۶ است. معنی این دو عدد را در EPS، P/E و P/S باز کردهایم و سه حاشیهٔ سود را در حاشیهٔ سود و نرخ فروش.
چون سود یک قضاوت حسابداری است و نقد یک واقعیت بانکی. فروش نسیه در روز صدور فاکتور به سود مینشیند، حتی اگر پولش شش ماه دیگر برسد یا هرگز نرسد. صورت جریان نقد این فاصله را نشان میدهد و سه بخش دارد:
مثالفولاد سپیدان در همان سال، جریان نقد عملیاتی ۱٬۶۰۰ میلیارد تومان داشته در برابر سود خالص ۲٬۰۰۰. نسبت ۱٬۶۰۰ ÷ ۲٬۰۰۰ = ۸۰٪ را «کیفیت سود» میگویند. ۴۰۰ میلیارد تومان اختلاف، در مطالبات از مشتریها و موجودی انبار خوابیده است. ۹۰۰ میلیارد صرف خرید ماشینآلات شده و ۵۰۰ میلیارد خالص خروجی بخش تأمین مالی بوده (۸۰۰ سود نقدی پرداختی منهای ۳۰۰ وام جدید). پس موجودی نقد شرکت در سال ۲۰۰ میلیارد تومان بیشتر شده.
قاعدهٔ عملی: اگر چند دوره پشت سر هم سود خالص بالا برود ولی جریان نقد عملیاتی جا بماند، دلیلش را در ترازنامه بگرد — تقریباً همیشه مطالبات یا موجودی انبار متورم شده است.
با دو نخ ساده. نخ اول: سود خالص دوره از صورت سود و زیان بیرون میآید و (هر چه تقسیم نشود) به سود انباشتهٔ ترازنامه اضافه میشود. نخ دوم: خالص تغییر نقد در صورت جریان وجوه نقد دقیقاً همان تغییر سطر «موجودی نقد» ترازنامه از ابتدای دوره تا انتهای آن است.
همین دو نخ ابزار تشخیص ناسازگاری است. وقتی سود انباشته جهش کرده ولی نه سود خالصی بوده و نه افزایش سرمایهای، جای سؤال دارد.
صورتهای مالی در کدال با واحد میلیون ریال منتشر میشوند، در حالی که قیمت تابلو به ریال است و مردم به تومان حرف میزنند. سه واحد در یک صفحه، و بیشترین اشتباه تازهکارها همینجاست.
تبدیلها را یک بار حفظ کن: ۱ میلیارد تومان = ۱۰ میلیارد ریال = ۱۰٬۰۰۰ میلیون ریال. پس عدد «۱۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ میلیون ریال» در جدول فروش کدال، همان ۱۲٬۰۰۰ میلیارد تومان جدول بالاست.
صورتهای حسابرسینشده را خود شرکت تهیه و منتشر میکند و زودتر میرسند؛ نسخهٔ حسابرسیشده را یک مؤسسهٔ حسابرسی مستقل بررسی کرده و دیرتر منتشر میشود. گاهی عددها بین این دو نسخه تغییر میکنند و همین تغییر خودش خبر است.
مهمتر از عددها، بند گزارش حسابرس است. اگر گزارش «مقبول» باشد یعنی ایرادی نبوده. «مشروط»، «عدم اظهارنظر» یا «مردود» یعنی حسابرس روی بخشی از اعداد تردید دارد و باید بند مربوط را بخوانی. تقویم انتشار هر گزارش و اینکه کجای کدال دنبالش بگردی در کدال: کجا را بخوانیم؟ آمده است.
از کدال، با جستوجوی نماد و فیلتر نوع اطلاعیه. کارت تحلیل بنیادی صفحهٔ تحلیل نماد هم P/E و EPS را از تابلوی زنده میخواند و فهرست گزارشهای اخیر کدال همان نماد را نشان میدهد.
سود عملیاتی، برای قضاوت دربارهٔ خود کسبوکار. سود خالص میتواند با یک فروش دارایی یا سود بانکی یکباره بالا برود، اما سود عملیاتی فقط با فروش بیشتر یا هزینهٔ کمتر بالا میرود.
نه لزوماً، ولی یعنی ارزشگذاری با P/E بیمعنی است. برای شرکت زیانده باید سراغ ارزش داراییها، جریان نقد و دلیل زیان بروی؛ زیان ناشی از یک توقف تولید موقت با زیان ساختاری فرق دارد.
«اصلی» فقط خود شرکت است و «تلفیقی» شرکت بهعلاوهٔ شرکتهای زیرمجموعه. برای هلدینگها تلفیقی تصویر واقعیتری میدهد، ولی سود قابل تقسیم در مجمع از صورت اصلی میآید.
دستکم چهار دورهٔ سهماههٔ پشت سر هم، تا اثر فصلیبودن کسبوکار گمراهت نکند. یک فصل خوب سیگنال نیست؛ روند سیگنال است.