یاد بگیر›اقتصاد کلان ایران›مقالهٔ ۴ از ۹

بودجهٔ دولت و بازار سرمایه: کسری از کجا تأمین می‌شود؟

متوسط حدود ۸ دقیقه ·به‌روزرسانی ·انتشار
نکتهٔ کلیدی این مقاله
کسری بودجه خودش خبر بد یا خوب بورس نیست؛ مسیری که دولت برای پرکردنش انتخاب می‌کند اثر را می‌سازد.

هر سال بودجهٔ دولت یک شکاف دارد: هزینه‌ها از درآمدهای واقعی بیشتر است. آن شکاف را «کسری بودجه» می‌نامند و دولت آن را از سه راه پر می‌کند: فروش اوراق بدهی، واگذاری سهام و دارایی‌های دولتی، یا استقراض از بانک مرکزی. این سه راه اثر یکسانی روی بورس ندارند؛ اولی رقیب مستقیم سهام برای پول سرمایه‌گذار می‌شود، دومی عرضهٔ تازهٔ سهم به بازار اضافه می‌کند و سومی نقدینگی و تورم را بالا می‌برد. خبر «بودجه» به‌تنهایی نه خوب است نه بد؛ چیزی که برای بورس مهم است، مسیر تأمین کسری است.

بودجهٔ دولت از چه بخش‌هایی ساخته می‌شود؟

از سه ستون منابع و دو ستون مصارف. منابع: درآمدها (بیشتر مالیات و عوارض)، واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (مهم‌ترینش فروش نفت و گاز) و واگذاری دارایی‌های مالی (فروش اوراق، که در واقع قرض است نه درآمد، و فروش سهام شرکت‌های دولتی). مصارف: هزینه‌های جاری مثل حقوق و یارانه، و طرح‌های عمرانی. بازپرداخت اوراق قبلی هم از همین منابع برمی‌آید.

وقتی هزینه‌ها از درآمدهای واقعی بیشتر شود، آن فاصله را باید یا با فروش اوراق بدهی و واگذاری دارایی پر کرد یا با پول تازه. رسانه‌های اقتصادی به این فاصله «کسری تراز عملیاتی» می‌گویند و هر سال دربارهٔ اندازه‌اش گزارش می‌دهند.

دولت کسری بودجه را از کدام سه راه پر می‌کند؟

از فروش اوراق بدهی، واگذاری سهام و دارایی دولتی، یا استقراض مستقیم و غیرمستقیم از بانک مرکزی.

مسیر یعنی چه اثر مستقیم روی بورس
فروش اوراق بدهی (اخزا و مشابه آن) دولت به سرمایه‌گذار وعدهٔ بازپرداخت با سود می‌دهد رقیب مستقیم سهام؛ نرخ بازده بدون ریسک را بالا می‌برد
واگذاری سهام و دارایی دولتی فروش بلوکی، عرضهٔ اولیه یا رد دیون با سهام شرکت‌های دولتی عرضهٔ تازهٔ سهم به بازار؛ فشار موضعی کوتاه‌مدت، عمق بیشتر در بلندمدت
استقراض از بانک مرکزی دولت مستقیم یا از طریق بانک‌ها از بانک مرکزی قرض می‌گیرد پایهٔ پولی را رشد می‌دهد؛ تورمی‌ترین مسیر

طبق گزارش‌های اقتصادی، در سال‌های اخیر دولت بیشتر به دو راه اول تکیه کرده است. قانون بانک مرکزی (مصوب ۱۴۰۲) استقراض مستقیم دولت از بانک مرکزی را منع کرده، ولی مسیرهای غیرمستقیم، مثل اعتبارگیری بانک‌ها و شرکت‌های دولتی، همچنان می‌تواند پایهٔ پولی را بزرگ کند.

چرا فروش اوراق بدهی برای بورس معمولاً خبر بدی است؟

چون همان پولی که می‌توانست سهم بخرد، حالا گزینهٔ بی‌دردسرتری جلوی رویش دارد: اوراقی با سود ثابت و تضمین دولتی. وقتی دولت برای فروش اوراق بیشتر مجبور می‌شود نرخ بازده بالاتری پیشنهاد بدهد، آن نرخ خودش رقیب مستقیم بازده انتظاری سهام می‌شود. سازوکار دقیق این رقابت و اثرش روی نسبت قیمت به سود بازار را در نرخ بهرهٔ بین‌بانکی و اثرش بر بورس باز کرده‌ایم.

افزایش عرضهٔ اوراق بدهی، نرخ بازده بدون ریسک را بالا می‌برد و همان نرخ رقیب نسبت قیمت به سود بورس است.

مثالساده‌ترین قاعدهٔ سرانگشتی این است که نسبت قیمت به سود (P/E) توجیه‌پذیر بازار را معکوس نرخ بازده بدون ریسک بگیری. فرض کن نرخ بازده اوراق یک‌ساله از ۲۸٪ به ۳۲٪ برسد. با نرخ ۲۸٪، P/E توجیهی حدود ۳٫۶ است (یک تقسیم بر ۰٫۲۸) و با نرخ ۳۲٪ حدود ۳٫۱. یعنی فقط با چهار واحد درصد افزایش نرخ، بازاری که سودش تغییری نکرده باید حدود ۱۲٫۵٪ ارزان‌تر معامله شود تا با نرخ جدید هم‌خوان بماند. این قاعده رشد سود را نادیده می‌گیرد، برای همین عددش از P/E واقعی بازار پایین‌تر است؛ فقط جهت و اندازهٔ تقریبی اثر را نشان می‌دهد.

واگذاری سهام دولتی چطور روی بورس اثر می‌گذارد؟

با اضافه‌کردن عرضهٔ تازه، نه با بالابردن نرخ رقیب. واگذاری سه شکل دارد:

  • فروش بلوکی: بستهٔ بزرگی از سهام یک شرکت به یک خریدار مشخص (معمولاً یک نهاد یا کنسرسیوم) با مذاکره فروخته می‌شود؛ اثرش روی معاملات روزانهٔ تابلو محدودتر است.
  • عرضهٔ اولیه یا افزایش شناوری: سهام شرکت دولتی مستقیم روی تابلو عرضه می‌شود؛ این یکی مستقیماً عرضهٔ روزانهٔ بازار را زیاد می‌کند.
  • رد دیون با سهام: دولت به‌جای پرداخت نقدی به پیمانکار، صندوق بازنشستگی یا بانک، سهام شرکت‌های دولتی را به آنها می‌دهد. گیرندهٔ این سهام معمولاً برای تأمین نقدینگی خودش بخشی را می‌فروشد، و همین می‌تواند چند روز فشار فروش روی یک نماد مشخص بسازد.

نکتهٔ مهم این است که برخلاف مسیر بانک مرکزی، واگذاری سهام به‌تنهایی نقدینگی تازه به اقتصاد اضافه نمی‌کند؛ فقط دارایی‌ای که قبلاً دست دولت بود، دست عوض می‌کند.

هشداریک واگذاری بزرگ در یک شرکت مشخص می‌تواند چند روز قیمت آن نماد را پایین نگه دارد، بدون آنکه ربطی به بنیاد شرکت داشته باشد. این فشار موضعی را نباید با افت بنیادی اشتباه گرفت.

استقراض از بانک مرکزی چرا آخرین انتخاب دولت است؟

چون مستقیم‌ترین و تورمی‌ترین مسیر خلق پول است. در نقدینگی و پایهٔ پولی دیدیم که از سه منشأ رشد پایهٔ پولی، بدهی دولت به بانک مرکزی پرفشارترین مسیر است؛ چون بدون هیچ پشتوانهٔ دارایی، مستقیم پول تازه خلق می‌کند و همان پول با تأخیر چند فصله به تورم و نرخ ارز می‌رسد. برای همین دولت‌ها معمولاً این راه را آخرین گزینه نگه می‌دارند و ابتدا سراغ فروش اوراق و واگذاری می‌روند.

این زنجیره را عملاً چطور دنبال کنم؟

سه چیز را زیر نظر داشته باش:

  1. نتیجهٔ حراج‌های اوراق دولتی. حجم فروخته‌شده و نرخ بازده پذیرفته‌شده مستقیم می‌گوید دولت چقدر فشار روی نرخ بدون ریسک می‌آورد.
  2. صفحهٔ «بازار پول و نقدینگی» در اقتصاد ایران. سهم هر منشأ در رشد پایهٔ پولی نشان می‌دهد آیا دولت به مسیر بانک مرکزی نزدیک شده یا نه.
  3. تقویم واگذاری‌ها. خبر عرضهٔ اولیه یا رد دیون بزرگ در یک نماد مشخص، فشار عرضهٔ کوتاه‌مدت آن نماد را از قبل هشدار می‌دهد.

پرسش‌های پرتکرار

بودجهٔ دولت با درآمد نفت چه ربطی دارد؟

فروش نفت و گاز، کنار مالیات، یکی از دو منبع اصلی بودجه است. وقتی قیمت جهانی نفت یا حجم صادرات افت کند، کسری بودجه بزرگ‌تر می‌شود و فشار به سمت فروش اوراق یا استقراض از بانک مرکزی بیشتر می‌شود. این مسیر را در قیمت جهانی نفت و فلزات چطور به اقتصاد و سود شرکت‌ها می‌رسد باز کرده‌ایم.

آیا کسری بودجه همیشه بد است؟

نه به‌خودی‌خود. اگر کسری صرف طرح‌های زیرساختی مولد شود و از مسیر کم‌تورم‌تر (اوراق و واگذاری) تأمین شود، اثرش با کسری‌ای که صرف هزینهٔ جاری می‌شود و با چاپ پول پر می‌شود، خیلی فرق دارد.

کجا می‌توانم رقم دقیق کسری بودجهٔ امسال را ببینم؟

در متن قانون بودجهٔ مصوب مجلس و گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس. بازار باشه رقم زنده‌ای از کسری بودجه دنبال نمی‌کند؛ چیزی که صفحه‌های اقتصاد ایران نشان می‌دهند روند نقدینگی و پایهٔ پولی است که نتیجهٔ نهایی همین تصمیم‌هاست.

فروش اوراق و واگذاری سهام با هم فرقی هم دارند؟

بله. اوراق بدهی است؛ دولت متعهد به بازپرداخت اصل و سود می‌شود و این تعهد در بودجه‌های آینده باقی می‌ماند. واگذاری سهام یک فروش دارایی است؛ هیچ تعهد بازپرداختی نمی‌سازد، ولی دارایی دولت را کوچک‌تر می‌کند.

خلاصه

  • کسری بودجه از سه راه پر می‌شود: فروش اوراق بدهی، واگذاری سهام و دارایی دولتی، استقراض از بانک مرکزی.
  • فروش اوراق نرخ بازده بدون ریسک را بالا می‌برد و رقیب مستقیم بورس می‌شود.
  • واگذاری سهام عرضهٔ تازه به بازار اضافه می‌کند؛ در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار قیمتی موضعی بسازد.
  • استقراض از بانک مرکزی تورمی‌ترین و آخرین انتخاب است.
  • اثر بودجه روی بورس را از مسیر تأمین کسری بخوان، نه از رقم کسری به‌تنهایی.
قدم عملی: اقتصاد ایران را در یک نگاه ببین
نقدینگی، دلار، تورم و بودجه در یک هاب، با نمودار روند برای هرکدام.
برو ←
این خروجی مدل آماری است، نه توصیهٔ سرمایه‌گذاری. بازده گذشته تضمین آینده نیست و تصمیم و مسئولیت نهایی با خود شماست. پیش از هر خرید، شرایط خودتان را بسنجید.