انس جهانی طلا، همان عددی که در فرمول قیمت سکه و طلای داخلی ضرب میشود، از یک زنجیرهٔ جهانی میآید که سر آن نرخ بهرهٔ فدرال رزرو آمریکاست. فدرال نرخ بهره را جابهجا میکند، بازده حقیقی اوراق آمریکا تغییر میکند، شاخص دلار (DXY) واکنش نشان میدهد و طلا معمولاً در جهت عکس آن حرکت میکند. این زنجیره ربطی به ایران ندارد، ولی چون طلای ایران از انس جهانی ضرب در دلار آزاد ساخته میشود، هر تکانش مستقیم به سکه و طلای داخلی میرسد.
قدرت دلار آمریکا را در برابر یک سبد از شش ارز عمده، نه در برابر همهٔ ارزهای دنیا. وزن یورو در این سبد از همه بیشتر است:
| ارز | وزن تقریبی در DXY |
|---|---|
| یورو | حدود ۵۸٪ |
| ین ژاپن | حدود ۱۴٪ |
| پوند انگلیس | حدود ۱۲٪ |
| دلار کانادا | حدود ۹٪ |
| کرون سوئد | حدود ۴٪ |
| فرانک سوئیس | حدود ۴٪ |
این وزنها یعنی وقتی میشنوی «شاخص دلار بالا رفت»، اغلب بخش بزرگش این است که یورو نسبت به دلار ضعیف شده، نه اینکه دلار در برابر همهٔ ارزهای دنیا قویتر شده باشد.
چون طلا جهانی به دلار قیمت میخورد. وقتی دلار در برابر سایر ارزها قویتر شود، همان مقدار طلا برای خریدار یورویی یا ینی گرانتر تمام میشود و تقاضای جهانی معمولاً کمی کم میشود؛ برعکسش هم درست است. دلیل عمیقتر این است که هر دو، طلا و شاخص دلار، معمولاً از یک محرک مشترک اثر میگیرند: بازده حقیقی آمریکا، فقط از دو جهت مخالف. همبستگی طلا و DXY در بیشتر دورهها منفی بوده، ولی شدتش از دورهای به دورهٔ دیگر عوض میشود؛ یعنی رابطهای معنادار ولی نه مطلق.
بازده حقیقی یعنی بازده اسمی اوراق خزانهٔ آمریکا منهای تورم انتظاری. طلا هیچ سودی پرداخت نمیکند، پس نگهداشتنش با نگهداشتن اوراق یا نقد رقابت میکند. وقتی بازده حقیقی بالا میرود، هزینهٔ فرصت نگهداشتن طلای بدونبازده هم بالا میرود و تقاضای سرمایهگذاری برای طلا معمولاً کم میشود؛ وقتی فدرال نرخ بهره را پایین میآورد یا بازده حقیقی افت میکند، همین محاسبه برعکس میشود و طلا معمولاً تقویت میشود.
مثالفرض کن بازده حقیقی دهسالهٔ آمریکا از ۱٫۵٪ به ۲٪ برسد؛ یعنی نگهداشتن اوراق بدون ریسک، نیم واحد درصد بیشتر از تورم برایت پول میسازد، در حالیکه طلا هیچ سودی نمیدهد. در چنین شرایطی تقاضای سرمایهگذاری برای طلا معمولاً کم میشود و قیمت انس با فشار نزولی روبهرو است، مگر عامل دیگری مثل ترس ژئوپلیتیک آن را جبران کند. این عدد نمونه است، نه پیشبینی.
شاخص دلار و بازده دهسالهٔ اوراق آمریکا را نشان میدهد و وقتی دادهٔ بانک فدرال سنتلوئیس (FRED) در دسترس باشد، بازده حقیقی دهساله و تورم انتظاری دهساله را هم کنارشان میگذارد. این لایهٔ کلان کنار سه نسبت متقاطع طلا/نقره، مس/طلا و طلا/نفت میآید تا وضع کلی بازار کالاهای جهانی یکجا دیده شود.
چون انس جهانی مستقیماً یکی از دو ضربکنندهٔ فرمول قیمتگذاری سکه و طلای داخلی است؛ فرمول کامل را در قیمت طلای ایران از کجا میآید؟ دیدهایم. وقتی چرخهٔ کاهش نرخ فدرال طلای جهانی را بالا میبرد، طلای داخلی هم بالا میرود حتی اگر دلار آزاد همان روز ثابت بماند؛ ضربکنندهٔ دوم، یعنی خود دلار آزاد، داستان جداگانهای دارد که در بازار دلار: آزاد، مرکز مبادله و حواله نوشتهایم.
نه همیشه. در دورههای ترس شدید بازار، هم دلار و هم طلا هر دو دارایی امن بهحساب میآیند و ممکن است همزمان تقویت شوند؛ اینجا رابطهٔ معکوس معمول موقتاً میشکند. عامل دیگر خرید پیوستهٔ طلا به دست بانکهای مرکزی جهان در سالهای اخیر است که میتواند طلا را از مدل سادهشدهٔ بازده حقیقی، برای مدتی طولانی جدا نگه دارد.
نکتهاگر میبینی طلا و دلار همزمان بالا میروند، اول سراغ رژیم ریسکگریزی بازار برو، نه سراغ خطا در مدل. زنجیرهٔ واکنش دلار، طلا و بورس در بازار ایران هم منطق مشابهی دارد که در رژیمهای بازار توضیح دادهایم.
کاملاً متفاوتاند. DXY ارزش دلار در برابر سبدی از ارزهای جهانی است، نرخ دلار آزاد قیمت اسکناس دلار در بازار داخلی ایران در برابر ریال است. تنها از این راه به هم وصلاند که هر دو، از دو جهت جدا، روی قیمت جهانی طلا و از آنجا روی طلای داخلی اثر میگذارند.
غیرمستقیم، از راه قیمت جهانی کالاها (فلزات، نفت و پتروشیمی) که سود شرکتهای صادراتمحور را میسازد؛ اثرش کندتر و کمرنگتر از اثرش روی طلا و دلار جهانی است.
در دورههای ترس شدید بازار، هر دو دارایی امن بهحساب میآیند و رابطهٔ معکوس معمولشان موقتاً میشکند.
صفحهٔ کلان کامودیتی، کنار سه نسبت متقاطع طلا/نقره، مس/طلا و طلا/نفت.