تورم یک عدد شهودی نیست، نتیجهٔ یک اندازهگیری مشخص است. مرکز آمار ایران هر ماه قیمت صدها قلم کالا و خدمت را در سراسر کشور میگیرد، هر قلم را به اندازهٔ سهمش در هزینهٔ خانوار وزن میدهد و از آن «شاخص قیمت مصرفکننده» را میسازد. بعد سه نرخ تورم از همین یک شاخص بیرون میآید: ماهانه، نقطهبهنقطه و سالانه. هر سه درستاند و هر سه عدد متفاوتی میدهند، چون سه مقایسهٔ متفاوتاند.
از یک سبد و یک مجموعه وزن. سبد از طرح «هزینه و درآمد خانوار» درمیآید: مرکز آمار میپرسد خانوارها پولشان را صرف چه میکنند، و همان اقلام میشوند سبد شاخص. وزن هر قلم برابر سهم آن در کل هزینهٔ خانوار است، پس گرانشدن نان اثر بیشتری بر شاخص دارد تا گرانشدن بلیت سینما.
اقلام در دوازده گروه اصلی دستهبندی میشوند: خوراکیها و آشامیدنیها، دخانیات، پوشاک و کفش، مسکن و آب و برق و گاز و سوخت، مبلمان و لوازم خانگی، بهداشت و درمان، حمل و نقل، ارتباطات، تفریح و فرهنگ، آموزش، هتل و رستوران، و کالاها و خدمات متفرقه. برای هر گروه یک شاخص جداگانه هم منتشر میشود، و همین است که میگذارد ببینی فشار امسال از کجا آمده.
تعریفسال پایه سالی است که شاخصش برابر صد گرفته میشود. سال پایهٔ شاخص فعلی ۱۴۰۰ است؛ یعنی شاخص ۲۵۰ در یک ماه معنایش این است که سطح قیمتها نسبت به میانگین ۱۴۰۰ دو و نیم برابر شده. سال پایه هر چند سال یکبار جلو میرود، چون الگوی مصرف خانوار عوض میشود و سبد قدیمی دیگر نمایندهٔ خوبی نیست.
شاخص برای سه جامعه جدا حساب میشود: مناطق شهری، مناطق روستایی، و کل کشور. عددی که در خبرها «تورم کشور» خوانده میشود، شاخص کل کشور است.
هر سه از همان سری شاخص میآیند و فقط مبنای مقایسه فرق میکند.
| نرخ | با چه مقایسه میشود | چه چیزی را نشان میدهد | کجا به کارت میآید |
|---|---|---|---|
| ماهانه | شاخص این ماه با ماه قبل | تازهترین فشار قیمت، خیلی پرنوسان | دیدن شوک ناگهانی (بنزین، ارز، فصل) |
| نقطهبهنقطه | شاخص این ماه با همین ماه پارسال | شتاب واقعی یک سال اخیر | مقایسه با بازده داراییها |
| سالانه (میانگین دوازدهماهه) | میانگین ۱۲ ماه اخیر با میانگین ۱۲ ماه قبل | متوسط گرانی یک سال کامل | قرارداد، حقوق، سیاستگذاری |
مثالفرض کن شاخص کل در مهر ۱۴۰۴ برابر ۳۸۰ بوده، در شهریور ۱۴۰۵ برابر ۶۸۰ و در مهر ۱۴۰۵ برابر ۷۰۰. تورم ماهانهٔ مهر میشود ۷۰۰ تقسیم بر ۶۸۰ منهای یک، یعنی حدود ۲٫۹٪. تورم نقطهبهنقطه میشود ۷۰۰ تقسیم بر ۳۸۰ منهای یک، یعنی حدود ۸۴٪. تورم سالانه اما میانگین شاخص دوازده ماه منتهی به مهر ۱۴۰۵ را با میانگین دوازده ماه قبلش میسنجد. چون این میانگین ماههای آرامتر را هم در خودش دارد، عددی پایینتر از ۸۴٪ درمیآید.
چون میانگین متحرک دوازدهماهه است و با تأخیر حرکت میکند. وقتی تورم شتاب میگیرد، نقطهبهنقطه سریع بالا میرود ولی سالانه هنوز ماههای آرام سال قبل را در میانگینش دارد، پس پایینتر میماند. وقتی تورم فروکش کند، برعکس میشود: نقطهبهنقطه زود پایین میآید و سالانه چند ماه بالا میماند.
در گزارش مرکز آمار برای تیر ۱۴۰۵ تورم سالانه ۶۶٪ اعلام شد، در حالی که تورم نقطهبهنقطهٔ همان ماه ۸۷٫۹٪ و تورم ماهانه ۳٫۱٪ بود؛ یعنی سالانه حدود ۲۲ واحد عقبتر از نقطهبهنقطه. این سه عدد با هم تناقض ندارند؛ سه برش از یک واقعیتاند.
نکتهوقتی خبری میگوید «تورم کاهش یافت»، اول ببین کدام نرخ را میگوید. کاهش نرخ تورم یعنی قیمتها کندتر بالا میروند، نه اینکه ارزان شدهاند. ارزانشدن واقعی وقتی است که خود شاخص پایین بیاید، که در ایران کمیاب است.
چون دو سبد، دو جامعهٔ آماری و دو روش دارند. بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی را برای مناطق شهری منتشر میکند؛ مرکز آمار علاوه بر شهری، روستایی و کل کشور را هم میسنجد. وزنها و سال پایه هم یکی نیست. نتیجه معمولاً چند واحد درصد اختلاف است، نه اختلاف جهت.
در سالهای اخیر عدد مرکز آمار ایران مرجع رسمی نرخ تورم شناخته میشود و رسانهها معمولاً همان را «تورم کشور» میخوانند. عدد بانک مرکزی هم منتشر میشود و چون دو برآورد مستقلاند، فاصلهٔ آنها خودش اطلاعات دارد: هرچه دو منبع به هم نزدیکتر باشند، اعتماد به عدد بیشتر است.
صفحهٔ «تورم» در بازار باشه هر دو سری را روی یک نمودار میکشد تا همین فاصله دیده شود، و مدل پیشبینی دلار سایت هم عمداً با هر دو منبع جداگانه اجرا میشود؛ چراییاش را در پیشبینی دلار با برابری قدرت خرید میخوانی.
اینکه یک نرخ ملی، تورم واقعی هیچ خانواری نیست. مرکز آمار خانوارها را بر اساس هزینه به ده دهک تقسیم میکند و برای هر دهک شاخص جدا میسازد. چون سبد خرید دهک پایین و دهک بالا یکی نیست، تورمشان هم یکی نیست.
عامل اصلی این شکاف، سهم خوراکی است. در فروردین ۱۴۰۵ سهم خوراکیها و آشامیدنیها و دخانیات در سبد دهک اول حدود ۴۲٫۴٪ بود و در دهک دهم حدود ۲۱٫۶٪. پس وقتی خوراکیها تندتر از میانگین گران میشوند، دهکهای پایین ضربهٔ بیشتری میخورند. در گزارش تیر ۱۴۰۵ فاصلهٔ تورم نقطهبهنقطهٔ پرتورمترین و کمتورمترین دهک به ۹٫۶ واحد درصد رسید.
به اینکه بفهمی فشار قیمت کجا متمرکز است. مرکز آمار برای هر سیویک استان شاخص جدا منتشر میکند و اختلاف بیشترین و کمترین استان معمولاً دهها واحد درصد است. این تفاوت از ترکیب اجارهٔ مسکن، هزینهٔ حمل و نقل و دسترسی به کالاهای یارانهای میآید.
در صفحهٔ سایت، میلههای استانی عمداً از نرخ کل کشور رسم میشوند نه از صفر؛ وقتی همهٔ استانها نرخ بالایی دارند، رسم از صفر همه را همقد نشان میدهد و تفاوت گم میشود.

با محاسبهٔ بازده حقیقی: بازده دارایی منهای تورم. صندوق درآمد ثابتی که ۳۰٪ بازده بدهد، در سالی با تورم ۶۰٪ بازده حقیقی منفی دارد، یعنی پولت به عدد بزرگتر ولی به قدرت خرید کمتر رسیده. مقایسهٔ بازده با تورم را در تورم با پول نقدت چه میکند؟ با مثال سهساله دیدهای، و رابطهٔ بلندمدت تورم و دلار را در دلار و تورم: رابطهٔ بلندمدت.
نکتهٔ عملی: برای مقایسهٔ بازده یکسالهٔ یک دارایی، نقطهبهنقطه مبنای درستی است؛ برای برنامهریزی چندساله و قرارداد، نرخ سالانه.
هر دو. عدد رسمی میانگین وزنی سبد یک خانوار متوسط کشور است؛ سبد تو با آن فرق دارد. اگر سهم خوراکی و اجاره در خرج تو بالاتر از وزن آنها در شاخص کل باشد، تورم تجربهشدهات بالاتر درمیآید. تورم گروهی و تورم دهکی دقیقاً برای همین منتشر میشوند.
گرانشدن یک کالا تغییر قیمت نسبی است؛ تورم رشد سطح عمومی قیمتهاست. وقتی فقط گوشت گران شود ولی بقیه ثابت بمانند، شاخص کمی بالا میرود. تورم پایدار وقتی است که تقریباً همهچیز با هم بالا میرود، و ریشهٔ آن معمولاً پولی است؛ این را در نقدینگی و پایهٔ پولی میبینی.
نه. مرکز آمار سریها را پیوند میزند تا نرخ رشد سالهای قبل قابل استفاده بماند. فقط عدد خام شاخص در دو پایهٔ متفاوت را نباید مستقیم با هم مقایسه کنی؛ نرخ تورم قابل مقایسه است، سطح شاخص نه.
نه لزوماً. کاهش پایدار سطح قیمتها معمولاً نشانهٔ رکود تقاضاست و میتواند سرمایهگذاری و اشتغال را بخواباند. چیزی که برای اقتصاد مطلوب است، تورم پایین و باثبات است، نه منفی.