در بلندمدت نرخ دلار در ایران تقریباً به اندازهٔ تفاضل تورم ایران و تورم آمریکا رشد میکند. این قاعده اسم دارد: برابری قدرت خرید نسبی. معنی عملیاش این است که دلار نگهداشتن در بلندمدت قدرت خرید تو را تقریباً حفظ میکند و نه بیشتر. اما مسیرش خطی نیست؛ دلار سالها آرام میماند و بعد یکباره جهش میکند، و همین رفتار پلهای است که هم سودهای بزرگ میسازد هم اشتباههای بزرگ.
یعنی اگر قیمتها در ایران سریعتر از آمریکا بالا برود، ارزش ریال در برابر دلار باید به همان نسبت پایین بیاید تا قدرت خرید نسبی دو کشور سر جایش بماند. فرمولش ساده است:
رشد انتظاری نرخ دلار = (۱ + تورم ایران) ÷ (۱ + تورم آمریکا) − ۱
تقریب ذهنیاش هم این است: رشد دلار تقریباً برابر است با تورم ایران منهای تورم آمریکا.
مثالفرض کن تورم سالانهٔ ایران ۴۰٪ و تورم آمریکا ۳٪ باشد (هر دو فرضی). آنوقت رشد انتظاری دلار میشود ۱٫۴۰ تقسیم بر ۱٫۰۳ منهای یک، یعنی حدود ۳۶٪ در سال. اگر همین نرخها سه سال ادامه پیدا کنند، دلار حدود ۲٫۵۱ برابر میشود در حالی که سطح عمومی قیمتها در ایران ۲٫۷۴ برابر شده است. یعنی ۱۰۰ میلیون تومانی که به دلار تبدیل کرده بودی حالا حدود ۲۵۱ میلیون تومان است ولی سبد کالاهایی که میخریدی ۲۷۴ میلیون تومان شده. قدرت خریدت حدود ۸٫۵٪ کم شده، نه زیاد.
آن ۸٫۵٪ اتفاقی نیست: دقیقاً همان مقداری است که خود دلار در این سه سال بهخاطر تورم آمریکا از قدرت خریدش از دست داده. دلار پول است، نه دارایی مولد؛ در بهترین حالت تو را با تورم داخلی همپا نگه میدارد.
چون بین تورم و نرخ ارز، انتظارات و سیاستگذاری مینشینند. تورم هر ماه کارش را میکند و بیصدا انباشته میشود، ولی نرخ ارز میتواند مدتی با فروش ذخایر، محدودیت و کنترل عقب نگه داشته شود. فشار انباشته یکجا آزاد میشود و آنوقت دلار ممکن است در چند هفته چند ده درصد بالا برود.
یعنی فاصلهٔ نرخ امروز با مسیری که تفاضل تورم اقتضا میکند.
نکتهٔ مهم این است که این قاعده دربارهٔ جهت حرف میزند، نه زمان. انحراف میتواند یک یا دو سال طول بکشد و در همان مدت، کسی که روی بازگشت شرط بسته، زیر فشار است. مدل تفصیلی همین رابطه و بازهٔ عدمقطعیتش در پیشبینی دلار با برابری قدرت خرید توضیح داده شده است.
از دو منبع عمومی و قابلبررسی. تورم را مرکز آمار ایران منتشر میکند؛ برای نمونه تورم سالانهٔ خانوارهای کشور در دوازدهماههٔ منتهی به پایان ۱۴۰۴ حدود ۵۰٫۶٪ گزارش شد. نحوهٔ اندازهگیری و تفاوت تورم نقطهبهنقطه با تورم سالانه را در تورم چطور اندازهگیری میشود؟ نوشتهایم.
سری تاریخی دلار آزاد هم در بازار باشه از یک بایگانی عمومی و رایگان خوانده میشود که از مهر ۱۳۹۱ به بعد را پوشش میدهد و ارقامش به تومان است. یعنی نمودار بلندمدت دلار در این سایت داده است، نه برآورد؛ و هر کسی میتواند همان منبع را بررسی کند.
نکتهوقتی دو منبع تورم (مرکز آمار و بانک مرکزی) عدد متفاوتی میدهند، شگفتزده نشو. سبد کالا، پایهٔ زمانی و روش وزندهیشان یکی نیست. برای محاسبهٔ بلندمدت، مهمتر از اینکه کدام را انتخاب کنی این است که در تمام دوره از همان یک منبع استفاده کنی. صفحهٔ «دلار و پیشبینی نرخ» هم مدل برابری قدرت خرید را با هر دو منبع جداگانه حساب میکند.
برای سه کار درست، و یک کار غلط.
و استفادهٔ غلط: زمانبندی. این رابطه هیچ حرفی دربارهٔ اینکه جهش بعدی کی اتفاق میافتد نمیزند.

چون آن سالها جبران عقبماندگی سالهای قبل بوده است. اگر بازدهٔ چندساله را با هم ببینی، عدد به تفاضل تورم نزدیک میشود؛ اگر فقط سال جهش را ببینی، تصویر گمراهکننده است. انتخاب نقطهٔ شروع، رایجترین خطا در این مقایسههاست.
طلا همان اثر دلار را دارد بهعلاوهٔ تغییرات انس جهانی و حباب. در دورههایی که انس رشد میکند، طلا از دلار جلو میزند؛ در دورههای افت انس، عقب میماند. جزئیاتش در قیمت طلای ایران از کجا میآید؟ آمده است.
چون دلار هم خودش هر سال مقداری ارزش میبازد. اگر تورم آمریکا را نادیده بگیری، رشد لازم دلار را کمی بیشتر از واقعیت برآورد میکنی. در سالهایی که تورم ایران خیلی بالاست، این جزء کوچک است ولی در محاسبهٔ چندساله جمع میشود.
منطقش همان است، ولی نرخ تجاری بیشتر تحت تأثیر سیاستگذاری است و میتواند مدت طولانیتری از مسیر تورمی فاصله بگیرد. تفاوت این دو نرخ را در بازار دلار: آزاد، مرکز مبادله و حواله توضیح دادهایم.