حرف برابری قدرت خرید نسبی ساده است: اگر قیمتها در ایران سالی پنجاه درصد و در آمریکا سالی سه درصد بالا بروند، نرخ برابری ریال و دلار هم باید تقریباً به همان نسبت جابهجا شود، وگرنه یکی از دو پول گران یا ارزان مانده است. این قاعده پیشبینی هفتهٔ بعد را به تو نمیدهد؛ چیزی که میدهد یک لنگر است که با آن میفهمی نرخ امروز نسبت به تورم انباشته عقب است یا جلو. صفحهٔ «دلار و پیشبینی» بازار باشه روی همین لنگر ساخته شده، با چند مدل موازی که عمداً کنار هم نگه داشته شدهاند.
دو نسخه دارد و فقط نسخهٔ دوم برای ایران قابل استفاده است.
فرمول کاربردی نسخهٔ نسبی این است:
نرخ منصفانهٔ سال بعد = نرخ امروز × (۱ + تورم ایران) ÷ (۱ + تورم آمریکا)
مثالنرخ پایه را ۱۰۰٬۰۰۰ تومان بگیر (عدد فرضی برای نشاندادن روش). اگر تورم ایران در آن سال ۵۰٪ و تورم آمریکا ۳٪ باشد، نرخ منصفانهٔ سال بعد میشود ۱۰۰٬۰۰۰ ضرب در ۱٫۵۰ تقسیم بر ۱٫۰۳، یعنی حدود ۱۴۵٬۶۰۰ تومان. رانش سالانهٔ مدل میشود حدود ۴۵٫۶٪، نه ۴۷٪؛ چون تفاضل تورم تقسیم است، نه تفریق.
توجه کن که این عدد «پیشبینی» نیست، «رانش» است: سرعتی که نرخ ارز فقط برای جبران تورم باید داشته باشد تا قدرت خرید نسبی ثابت بماند.
با چهار قدم که همه در صفحهٔ سایت قابل دیدناند.
چون دو منبع رسمی تورم داریم و هر کدام مسیر متفاوتی میسازد. مدل یکبار با سری بانک مرکزی اجرا میشود و یکبار با سری مرکز آمار، و هر دو خروجی کنار هم نشان داده میشوند. فاصلهٔ دو هدف، دقیقاً اثر خالص «کدام منبع تورم» است و بقیهٔ اجزای مدل بینشان مشترک است. تفاوت این دو منبع را در تورم چطور اندازهگیری میشود؟ توضیح دادهایم.
چون هیچ مدل نرخ ارزی بهتنهایی قابل اعتماد نیست و ترکیب چند پیشبینی مستقل، خطا را کم میکند. صفحهٔ سایت سه مدل مستقل را در افقهای سه، شش و دوازدهماهه با میانگین ساده ترکیب میکند و پراکندگی آنها را بهعنوان معیار عدم قطعیت گزارش میدهد.
| مدل | ورودی اصلی | چه میگوید | ضعف اصلی |
|---|---|---|---|
| برابری قدرت خرید | تفاضل تورم ایران و آمریکا | نرخ باید تورم را جبران کند | در کوتاهمدت خطای بزرگ دارد |
| مدل پولی | رابطهٔ لگاریتمی دلار با نقدینگی | پول بیشتر، ریال ارزانتر | به دادههای کمتعداد فصلی وابسته است |
| مدل رانش | فقط تاریخ خود نرخ دلار | روند بلندمدت کاهش ارزش ریال ادامه دارد | هیچ متغیر بنیادی نمیبیند |
کنار این سه، دو لنگر کمکی هم در صفحه هست: دلار ضمنی طلا که از انس جهانی و قیمت طلای داخلی استخراج میشود و لنگری مستقل از خود بازار ارز است، و مدل تصحیح خطا که میسنجد شکاف نرخ از تعادل پولی با چه سرعتی بسته میشود.
از آزمون گذشته. یک قاعدهٔ سختگیرانه در ادبیات نرخ ارز وجود دارد: هیچ مدلی را نباید بهتر از «گام تصادفی» فرض کرد مگر اینکه ثابت شود. گام تصادفی یعنی سادهترین پیشبینی ممکن: نرخ فردا همان نرخ امروز است.
صفحهٔ سایت برای هر مدل، پیشبینی خارج از نمونه میسازد (یعنی مدل را فقط با دادههای تا لحظهٔ پیشبینی آموزش میدهد) و خطایش را با خطای گام تصادفی مقایسه میکند. نسبت این دو خطا عدد کلیدی کارنامه است: کمتر از یک یعنی مدل ارزش افزوده داشته، بیشتر از یک یعنی نداشته.
نکتهدر اقتصادی با کاهش ارزش پول پرشتاب، انتظار میرود مدلهای رانشدار از گام تصادفی بهتر باشند، چون رانش واقعاً وجود دارد. همین نتیجه در بازارهای ارز کشورهای کمتورم معمولاً برقرار نیست. پس کارنامهٔ خوب این مدلها را به ارزهای دیگر تعمیم نده.

سناریوها عدد دلخواه نیستند؛ از همان موتور مدل میآیند. هدف سناریوی پایه برابر اجماع دوازدهماههٔ سه مدل است. پهنای بازهٔ خوشبینانه و بدبینانه از واگرایی مدلها ساخته میشود، نه از حدس. هر سناریو دو هدف دارد، یکی بر پایهٔ تورم بانک مرکزی و یکی بر پایهٔ تورم مرکز آمار.
طرز درست خواندنشان این است: سناریوی خوشبینانه یعنی «اگر بخشی از جهش اخیر هیجانی بوده باشد و نرخ به سمت تعادل بنیادی برگردد»؛ سناریوی بدبینانه یعنی «اگر روند بلندمدت کاهش ارزش ریال بدون وقفه ادامه یابد». دیدن یک عدد پایین در ستون خوشبینانه به معنای بازگشت حتمی نرخ به آن عدد نیست.
چهار جا، و هر چهار تا را باید بدانی:
برای دیدن اینکه این لنگر در بلندمدت چقدر خوب کار کرده، دلار و تورم: رابطهٔ بلندمدت نمودار چندساله را کنار هم میگذارد. اگر میخواهی بدانی نرخ ارز چه اثری بر سود شرکتهای بورسی دارد، از تراز تجاری و نرخ ارز شروع کن.
نه. نرخ تعادلی یک مرجع است نه یک مقصد. بازار میتواند سالها بالاتر یا پایینتر از آن بماند، مخصوصاً وقتی انتظارات و ریسک سیاسی نقش پررنگ دارند. چیزی که این عدد میگوید این است که فاصلهٔ فعلی چقدر است و از چه جنسی.
چون نرخ ارز قیمت نسبی دو پول است. اگر دلار هم ارزشش را از دست بدهد، بخشی از رشد نرخ ریالی لازم نیست. در عمل چون تورم آمریکا کوچک است، اثرش چند واحد درصد در سال است، ولی در انباشت چندساله دیده میشود.
این مدل برای تصمیم تخصیص دارایی بلندمدت ساخته شده، نه برای معاملهٔ کوتاهمدت. خروجیاش یک تخمین آماری با بازهٔ عدم قطعیت است و صریحاً توصیهٔ مالی نیست. استفادهٔ متعارفش این است که بدانی دلار نسبت به تورم انباشته کجاست و سبدت را با آن متوازن کنی.
چون تعداد مشاهدهها کم است. در نمونههای کوچک، وزنهای برآوردشده معمولاً ناپایدارند و از میانگین ساده بدتر عمل میکنند. میانگین ساده هم مقاوم است و هم قابل توضیح.