قیمت مرجع فلزات پایه در بورس فلزات لندن (LME) ساخته میشود: قیمت رسمی روزانهٔ این بورس مبنای قراردادهای فیزیکی مس و آلومینیوم در سراسر دنیاست و موجودی انبارهای مورد تأییدش هر روز صبح به وقت لندن منتشر میشود. سمت تقاضا هم یک اسم دارد: چین، که بیش از نیمی از مصرف مس تصفیهشدهٔ جهان را میبرد. برای بورس تهران این دو عدد ورودی مستقیم نرخ فروش شرکتهای فلزی و معدنیاند، ولی همیشه ضرب در نرخ ارزی میشوند که خودش متغیر دوم ماجراست.
قیمت مرجع فیزیکی میسازد. LME بازاری است که در آن قراردادهای استاندارد فلز با تحویل واقعی معامله میشوند؛ یک لات مس ۲۵ تن است و مظنهاش دلار بر تن. از دل معاملات روزانه یک قیمت رسمی بیرون میآید که تولیدکننده و مصرفکننده در قراردادهای بلندمدتشان به آن ارجاع میدهند: قرارداد میگوید «قیمت رسمی LME بهعلاوهٔ فلان پریمیوم».
سه چیز از این بازار را دنبال کن:
نکتهموجودی انبار LME کل موجودی جهان نیست، فقط چیزی است که در انبارهای مورد تأیید این بورس ثبت شده. فلز میتواند از انبار رسمی به انبار خصوصی برود و موجودی «افت» کند بیآنکه واقعاً کمبودی رخ داده باشد.
چون بزرگترین مصرفکننده و بزرگترین ذوبکننده است. وقتی یک کشور بیش از نیمی از تقاضای مس تصفیهشدهٔ دنیا را میبرد، تغییر نرخ رشد ساختوساز، سرمایهگذاری در شبکهٔ برق و تولید خودروی برقی در همان کشور، مستقیم روی قیمت جهانی مینشیند.
برای همین معاملهگران فلزات، شاخصهای فعالیت صنعتی چین، آمار ساختوساز و سیاستهای محرک اقتصادی آن را مثل آمار خود فلز دنبال میکنند. برای تحلیلگر ایرانی این یعنی: پیش از آنکه به نمودار مس نگاه کنی، ببین تقاضای چین در چه فازی است؛ همان چیزی که بعداً در نرخ فروش کاتد مس در بورس کالا پیدا میشود.
چون حملش گران است و بازارش منطقهای میماند. فولاد مثل مس در یک بورس مرکزی کشف قیمت نمیشود؛ بهجای آن، قیمتهای منطقهای مثل قیمت فوب شمش در خلیج فارس، دریای سیاه یا شرق آسیا مرجع قرار میگیرند. سنگآهن هم مظنهٔ خودش را دارد که عمدتاً از شاخصهای وارداتی چین میآید.
زنجیرهٔ ارزش فولاد چند حلقه دارد و هر حلقه قیمت خودش را از حلقهٔ بعدی میگیرد:
در بورس کالای ایران قیمت پایهٔ هر حلقه با دستورالعمل تعیین میشود: معمولاً درصدی از قیمت کشفشدهٔ حلقهٔ پاییندستی، یا درصدی از قیمت فوب منطقه ضرب در نرخ ارز مرجع. این درصدها و مبنای ارزی با مصوبههای جدید عوض میشوند، پس پیش از هر محاسبه آخرین دستورالعمل بورس کالا را ببین و عدد قدیمی را بهکار نبر.
با دو ضربکننده: قیمت دلاری کالا و نرخ ارزی که با آن ریالی میشود. اگر قیمت جهانی ۱۰٪ بالا برود و نرخ ارز مرجع ثابت بماند، درآمد ریالی حدوداً ۱۰٪ بیشتر میشود؛ ولی چون بخش بزرگی از هزینهها ریالی و کمابیش ثابت است، سود درصد بیشتری رشد میکند. به این «اهرم عملیاتی» میگویند.
مثالشرکت معدنی فرضی در یک فصل ۱٬۰۰۰ میلیارد تومان درآمد و ۶۰۰ میلیارد تومان بهای تمامشده دارد، یعنی ۴۰۰ میلیارد تومان سود ناخالص. حالا نرخ فروش ۱۰٪ بالا میرود و هزینهها ثابت میمانند: درآمد ۱٬۱۰۰ و سود ناخالص ۵۰۰ میلیارد تومان میشود، یعنی سود ۲۵٪ رشد کرده در حالی که نرخ فقط ۱۰٪ بالا رفته است. همین اهرم در مسیر برعکس هم کار میکند و افت ۱۰٪ نرخ، سود را بیشتر از ۱۰٪ کوچک میکند.
نمونهٔ نمادهای شناختهشدهٔ هر حلقه: فولاد در حلقهٔ شمش و مقاطع، کگل در حلقهٔ کنسانتره و گندله، فملی در مس و فاسمین در روی. نگاشت کامل کامودیتی به صنعت و نماد در کامودیتی جهانی و بورس ایران آمده است.
پنج عدد، و تنهاخواندن هرکدام گمراهکننده است:
| عدد | کجا میبینی | چه میگوید |
|---|---|---|
| قیمت جهانی فلز | صفحهٔ تحلیل کامودیتی | جهت و شتاب بازار جهانی |
| ساختار زمانی | صفحهٔ کَری و ساختار زمانی (مس آمریکا) | کمبود یا مازاد فیزیکی همین حالا |
| موجودی انبار | گزارش روزانهٔ انبارهای LME (در سایت نیست) | تنگی یا فراوانی موجودی ثبتشده |
| نرخ ارز مرجع | اطلاعیههای نرخ دلار مرکز مبادله | ضریب تبدیل قیمت جهانی به ریال |
| نرخ فروش واقعی شرکت | گزارش فعالیت ماهانه در کدال | آنچه واقعاً در صورت سود و زیان مینشیند |
چهار عدد اول پیشبینیاند و عدد آخر واقعیت. اگر قیمت جهانی رشد کرده ولی نرخ فروش در گزارش ماهانه بالا نرفته، یعنی حلقهای در میانه (تخفیف فروش، محدودیت صادرات، قطعی برق) اثر را خورده است.
نه. طلا و نقره دارایی مالیاند و بیشتر به نرخ بهرهٔ حقیقی و ارزش دلار واکنش نشان میدهند؛ مس و آلومینیوم کالای صنعتیاند و به چرخهٔ رشد اقتصادی وابستهاند. نسبت مس به طلا دقیقاً برای همین ساخته شده و در صفحهٔ کلان کامودیتی سایت رصد میشود.
چون واحد و محل تحویلشان فرق میکند: LME دلار بر تن با تحویل در انبارهای جهانی، و بورس آمریکا (کامکس) دلار بر پوند با تحویل داخلی. هر تن حدود ۲٬۲۰۵ پوند است، پس برای مقایسه باید مظنهٔ آمریکا را در همین عدد ضرب کنی. اختلاف این دو، پریمیوم منطقهای است و وقتی بزرگ میشود خودش خبر است.
چون ذوب آلومینیوم فرایند بسیار برقبری است و هزینهٔ انرژی سهم بزرگی از بهای تمامشده دارد. برای شرکتهای ایرانی این یعنی محدودیت برق تابستان و گاز زمستان میتواند مقدار تولید را کم کند، حتی وقتی قیمت جهانی خوب است.
از شاخصهای وارداتی چین و از قیمت کشفشدهٔ کنسانتره و گندله در بورس کالای ایران. چون قیمت پایهٔ این دو به قیمت شمش گره خورده است، جهت شمش معمولاً جهت درآمد شرکتهای معدنی را زودتر نشان میدهد.