قیمت جهانی گندم، ذرت و سویا را عرضه و تقاضای واقعی میسازد، و بهترین سنجهٔ این تعادل «نسبت ذخیرهبهمصرف» است: چند درصد از مصرف سالانهٔ دنیا در انبارها باقی مانده تا فصل برداشت بعدی برسد. وزارت کشاورزی آمریکا (USDA) این عدد را ماهانه در گزارشی به نام WASDE منتشر میکند و بازار جهانی غلات با همین گزارش جهت میگیرد. برای ایران، که واردکنندهٔ بزرگ ذرت و کنجالهٔ سویا برای خوراک دام است، این عدد یک آمار خارجی نیست؛ مستقیم روی هزینهٔ وارداتی کشور مینشیند.
ذخیرهٔ پایاندورهٔ بازاریابی تقسیم بر مصرف کل سالانه، بهصورت درصد:
نسبت ذخیرهبهمصرف (٪) = ذخیرهٔ پایاندوره ÷ مصرف کل سالانه × ۱۰۰
شهودش شبیه این پرسش است که چقدر از مصرف یک سال، تا خرید بعدی در انبار خانه مانده است. نسبت پایین یعنی بالشتک عرضه نازک است و هر شوکی، مثل خشکسالی یا اختلال صادراتی، سریع در قیمت دیده میشود؛ بنیاد قیمت صعودی است. نسبت بالا یعنی بالشتک ضخیم است و بازار در برابر شوک مقاومتر؛ بنیاد نزولی است.
مثالفرض کن ذخیرهٔ پایاندورهٔ ذرت آمریکا ۲ میلیارد بوشل و مصرف کل سالانهاش ۱۵ میلیارد بوشل باشد (عددها فرضیاند). نسبت ذخیرهبهمصرف میشود ۲ ÷ ۱۵ × ۱۰۰، یعنی حدود ۱۳٫۳٪: بازار متعادل. حالا اگر خشکسالی ذخیره را به ۱٫۲ میلیارد بوشل برساند و مصرف همان بماند، نسبت به ۸٪ میافتد و بازار در ناحیهٔ تنگ قرار میگیرد.
صفحهٔ عرضه/تقاضای کشاورزی بازار باشه این نسبت را با یک دستهبندی سهتایی نشان میدهد:
مخفف World Agricultural Supply and Demand Estimates (برآورد عرضه و تقاضای جهانی محصولات کشاورزی)، گزارشی که وزارت کشاورزی آمریکا هر ماه، معمولاً در هفتهٔ دوم ماه میلادی، منتشر میکند. این گزارش برآورد تولید، مصرف، صادرات و ذخیرهٔ پایاندوره را برای محصولات اصلی کشاورزی جهان، از جمله گندم، ذرت و سویا، هم برای آمریکا و هم برای کل دنیا میدهد.
چون آمریکا از بزرگترین صادرکنندگان ذرت و سویای جهان است، حتی یک تجدیدنظر کوچک در برآورد برداشت آمریکا میتواند قیمت جهانی را جابهجا کند. به همین دلیل روز انتشار WASDE یکی از پرنوسانترین روزهای بازار کشاورزی جهانی است.
برای هر یک از سه محصول گندم، ذرت و سویا، این ارقام را کنار هم میگذارد: ذخیرهٔ پایاندوره، تولید، مصرف، عملکرد و سال بازاریابی، بههمراه نسبت ذخیرهبهمصرف محاسبهشده و یک یادداشت تفسیری فارسی. منبع دادهٔ سایت USDA NASS QuickStats است، بانک آماری رسمی کشاورزی آمریکا. پس عددهای این صفحه مربوط به آمریکا است، نه کل دنیا؛ ولی چون آمریکا از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان این سه محصول است، تنگی یا فراوانی آن در قیمت جهانی هم دیده میشود.
نکتهاگر برای یک محصول عدد «مصرف کل» در دسترس نباشد، صفحه بهجای حدسزدن، نسبت ذخیرهبهمصرف را خالی میگذارد. تقسیم بر تولید بهجای مصرف، برای محصولی صادراتمحور مثل گندم، عددی گمراهکننده میسازد.
چون ایران واردکنندهٔ بزرگ ذرت و کنجالهٔ سویا برای خوراک دام و طیور است. طبق گزارشهای رسانههای اقتصادی در ۱۴۰۴، سالانه حدود ۱۰ میلیون تن ذرت و چند میلیون تن دانه و کنجالهٔ سویا وارد کشور میشود که تأمینش میلیاردها دلار ارز لازم دارد. رشد قیمت جهانی این دو مستقیم هزینهٔ وارداتی کشور و از آنجا قیمت گوشت مرغ و تخممرغ داخلی را بالا میبرد؛ همین فشار ارزی، بخشی از تصویری است که در تراز تجاری و نرخ ارز دیدهایم.
گندم داستان متفاوتی دارد. ایران در بیشتر سالها تلاش کرده به خودکفایی گندم نزدیک بماند و سهم واردات آن نسبت به ذرت و سویا کمتر و متغیرتر است، چون به بارش سالانه حساس است. برای همین قیمت جهانی گندم روی اقتصاد ایران کندتر و کمثباتتر از ذرت و سویا اثر میگذارد.
چارچوب کلی «قیمت جهانی چطور به اقتصاد ایران میرسد» را در قیمت جهانی نفت و فلزات چطور به اقتصاد و سود شرکتها میرسد نوشتهایم؛ کشاورزی هم از همان مسیر صادرات و واردات وارد اقتصاد میشود. برای یادگیری خواندن گزارشهای مشابه در کامودیتیهای دیگر، گزارش COT و EIA را چطور بخوانیم؟ را ببین.
بله. این نسبت معمولاً برای کل دنیا یا برای آمریکا محاسبه میشود (صفحهٔ سایت عدد آمریکا را نشان میدهد)، نه برای یک کشور واردکننده مثل ایران. ایران در این گزارشها عمدتاً بهعنوان واردکننده دیده میشود، نه دارندهٔ ذخیرهٔ قابلتوجه.
WASDE یک برآورد است و هر ماه با دادههای تازه بازنگری میشود. گاهی تجدیدنظرهای بزرگ در همین بازنگریها، خودشان باعث نوسان شدید قیمت میشوند.
چون این سه، بیشترین حجم تجارت جهانی غلات و دانههای روغنی را دارند و بیشترین اثر را روی هزینهٔ غذا و خوراک دام در سطح جهان و ایران میگذارند.
یعنی دادهٔ USDA در آن لحظه در دسترس نبوده است. صفحه بهجای جدول خالی یا عدد ساختگی، پیام روشنی دربارهٔ در دسترس نبودن داده نشان میدهد.