قیمت نفت جهان را دو مظنه میسازد: برنت که از جریانهای نفت دریای شمال میآید و مبنای بیشتر نفت صادراتی دنیاست، و WTI که نفت سبک و کمگوگرد آمریکاست و در کاشینگ اوکلاهما تحویل میشود. برای ایران برنت مرجع مهمتر است: نفت خاورمیانه که به آسیا میرود بیشتر بر پایهٔ مظنهٔ دبی و عمان قیمت میخورد، و این مظنهها با فاصلهای نهچندان بزرگ دنبال برنت حرکت میکنند. این عدد برای سهامدار بورس تهران سه اثر جدا دارد که باید جدا حسابشان کرد: درآمد ارزی دولت، حاشیهٔ سود پالایشیها و نرخ فروش پتروشیمیها.
فرقشان در محل تولید، کیفیت و نحوهٔ تحویل است. برنت سبدی از چند جریان نفت سبک دریای شمال است (از ۱۴۰۲ محمولههای نفت آمریکایی WTI میدلند که در اروپا تحویل میشوند هم به این سبد اضافه شدهاند) که روی کشتی تحویل داده میشود، پس یک نفت «دریابر» است و راحت به هر بازاری میرود. WTI در خشکی آمریکا تولید و در یک مرکز لولهای تحویل میشود، پس قیمتش به ظرفیت خط لوله و ذخیرهسازی داخل آمریکا حساستر است.
| ویژگی | برنت | WTI |
|---|---|---|
| منشأ | جریانهای نفت دریای شمال، بهعلاوهٔ WTI میدلند تحویل اروپا | نفت داخلی آمریکا |
| محل تحویل | روی کشتی (دریابر) | کاشینگ اوکلاهما، خشکی |
| کیفیت | سبک، گوگرد کمی بیشتر | سبکتر و کمگوگردتر |
| بورس مرجع | ICE لندن | CME نیویورک |
| کاربرد | مبنای قیمتگذاری بخش بزرگی از نفت صادراتی جهان | مبنای نفت آمریکای شمالی |
به گفتهٔ بورس ICE حدود سهچهارم نفت خامی که در جهان صادر میشود، مستقیم یا از راه مظنههای منطقهای، روی برنت قیمت میخورد. پس وقتی خبری میخوانی که فقط عدد WTI را آورده، برای تحلیل ایران باید معادل برنتش را ببینی؛ فاصلهٔ این دو ثابت نیست و خودش یک خبر است.
سقف تولید تعیین میکنند. اوپک در سال ۱۳۳۹ در بغداد با پنج کشور مؤسس شکل گرفت که ایران یکی از آنهاست. بعدها گروهی از تولیدکنندگان خارج از اوپک، از جمله روسیه، در قالب توافقی به نام «اعلامیهٔ همکاری» به آن پیوستند و مجموعهای که امروز به آن اوپکپلاس میگویند ساخته شد.
کاری که این گروه میکند ساده است و اثرش بزرگ: برای هر عضو سهمیهٔ تولید تعیین میکند و در نشستهای دورهای آن را بالا یا پایین میبرد. دو نکته را در تحلیل فراموش نکن:
نکتهتصمیم اوپکپلاس را با «اثر خبری روز» اشتباه نگیر. بازار معمولاً انتظارش را از قبل قیمت میزند؛ چیزی که قیمت را تکان میدهد تفاوت تصمیم با انتظار است، نه خود تصمیم.
چون تازهترین سنجهٔ تعادل عرضه و تقاضاست. سازمان اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) هر چهارشنبه ساعت ۱۰:۳۰ صبح به وقت شرق آمریکا گزارش هفتگی وضعیت نفت و هر پنجشنبه همان ساعت گزارش ذخیرهٔ گاز طبیعی را منتشر میکند. عددی که بازار به آن واکنش نشان میدهد تغییر موجودی نسبت به هفتهٔ قبل است:
چیزی که واکنش را بزرگ میکند «شگفتی» است: فاصلهٔ این هفته با میانگین هفتههای اخیر. صفحهٔ موجودی انرژی سایت همین شگفتی را محاسبه و تفسیر میکند و در گزارش COT و EIA را چطور بخوانیم؟ خطبهخط توضیح داده شده است.
وضعیت کمبود یا مازاد فیزیکی همین امروز را. اگر قرارداد نزدیک از قرارداد دورتر گرانتر باشد بازار در بکواردیشن است و یعنی نفت همین حالا کم است؛ اگر قرارداد دور گرانتر باشد بازار در کانتانگو است و یعنی مازاد عرضه وجود دارد و انبارکردن نفت صرف میکند.
شدیدترین نمونهٔ تاریخی اردیبهشت ۱۳۹۹ بود: با پرشدن ظرفیت ذخیرهسازی آمریکا، قرارداد نزدیک WTI یک روز پیش از سررسید در منفی ۳۷٫۶۳ دلار بر بشکه تسویه شد، یعنی دارندهٔ موقعیت خرید پول میداد تا از تعهد تحویل گرفتن خلاص شود. مکانیزم کامل این موضوع در آتی، کانتانگو و بکواردیشن آمده است.
از سه مسیر جدا، با سرعت و شدت متفاوت:
مسیر اول، درآمد ارزی دولت. نفت گرانتر یعنی ارز بیشتر و کسری بودجهٔ کمتر، که فشار بر نرخ ارز و انتظارات تورمی را کم میکند. این مسیر کندترین و غیرمستقیمترین است و به حجم صادرات هم بستگی دارد، نه فقط به قیمت.
مسیر دوم، پالایشیها. سود پالایشگاه از تفاوت قیمت فرآورده و نفت خام میآید، نه از سطح قیمت نفت. نفت گران با فرآوردهٔ گرانتر خوب است، نفت گران با فرآوردهٔ بیتغییر بد.
مثالفرض کن پالایشگاهی هر بشکه نفت خام را ۷۰ دلار میخرد و از آن سبدی از فرآورده به ارزش ۷۷ دلار میفروشد: حاشیهٔ ناخالص ۷ دلار. حالا نفت ۱۰٪ گران میشود و به ۷۷ دلار میرسد، ولی فرآورده فقط ۷٪ رشد میکند و به ۸۲٫۳۹ دلار میرسد. حاشیه به ۵٫۳۹ دلار میافتد، یعنی با وجود گرانشدن نفت، سود این بشکه ۲۳٪ کوچکتر شده است.
مسیر سوم، پتروشیمی. محصولاتی مثل متانول و اوره قیمت جهانی خودشان را دارند که با نفت و گاز همجهت است، در حالی که هزینهٔ خوراکشان با فرمول جداگانهای تعیین میشود. اثر خالص به فاصلهٔ این دو بستگی دارد و در اثر نرخ دلار و نرخ خوراک بر سودآوری شکافته شده است.
نفت برنت و WTI و گاز طبیعی هر سه در تحلیل کامودیتی نمودار کندلی و امتیاز سیگنال دارند. سه عدد را با هم ببین: روند خود قیمت، ساختار زمانی در صفحهٔ کَری، و شگفتی موجودی در صفحهٔ موجودی انرژی. وقتی هر سه یک جهت را نشان بدهند، پسزمینهٔ بنیادی با نمودار همسوست.

نفت ایران گریدهای خودش را دارد و معمولاً با تخفیف نسبت به مظنهٔ مرجع منطقه به مشتریان آسیایی فروخته میشود. اندازهٔ این تخفیف عمومی و رسمی منتشر نمیشود، پس در تحلیل روی جهت برنت حساب کن، نه روی یک عدد دقیق برای نفت ایران.
نه. برای پالایشیها فقط اگر فرآورده همپا گران شود، و برای صنایع مصرفکنندهٔ انرژی و حملونقل یک هزینهٔ بیشتر است. اثر کلانش هم از راه بودجه و نرخ ارز میآید که با تأخیر چند ماهه خودش را نشان میدهد.
نه، گاز بازار منطقهایتر و بسیار فصلیتری دارد؛ قیمتش در آمریکا، اروپا و آسیا میتواند کاملاً متفاوت باشد چون حملش گران و پیچیده است. برای همین صفحهٔ موجودی انرژی سایت، گاز را جدا از نفت گزارش میکند.
اثر روی قیمت آتی در چند دقیقه است، ولی اثر روی سود شرکتهای ایرانی چند ماه طول میکشد: اول قیمت جهانی، بعد قیمت فروش در قراردادها، بعد گزارش ماهانه و در نهایت صورت مالی فصلی.