گزارش فعالیت ماهانه پرکاربردترین گزارش بازار ایران است، چون تنها گزارشی است که هر ماه میآید و سه عدد حیاتی دارد: چقدر تولید شد، چقدر فروخته شد و با چه نرخی. صورت مالی هر سه ماه یکبار منتشر میشود؛ تا آن موقع، گزارش ماهانه تنها پنجرهٔ تو به داخل شرکت است. مهلت انتشارش حداکثر ۱۰ روز پس از پایان هر ماه است، پس تقویمت را روی همان روزها بگذار.
یک جدول ساده با تفکیک هر محصول، و برای هر محصول چهار ستون: مقدار تولید، مقدار فروش، نرخ فروش و مبلغ فروش. همین جدول برای ماه جاری، برای مجموع از ابتدای سال مالی، و برای دورهٔ مشابه سال قبل تکرار میشود.
نرخ فروش را کدال به ریال بر واحد مینویسد (ریال بر تن، ریال بر کیلوگرم، ریال بر متر مربع). پس عدد «۴۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال بر تن» یعنی ۴۵ میلیون تومان برای هر تن.
| قلم (فولاد سپیدان، شرکت فرضی) | شهریور | مرداد | شهریور سال قبل |
|---|---|---|---|
| مقدار فروش (تن) | ۲۸٬۰۰۰ | ۲۵٬۰۰۰ | ۲۶٬۰۰۰ |
| نرخ فروش (میلیون تومان بر تن) | ۴۵ | ۴۲ | ۳۲ |
| مبلغ فروش (میلیارد تومان) | ۱٬۲۶۰ | ۱٬۰۵۰ | ۸۳۲ |
با یک ضرب ساده: درآمد = مقدار × نرخ. پس رشد درآمد هم حاصلضرب رشد مقدار در رشد نرخ است. این تجزیه مهمترین مهارت خواندن این گزارش است، چون دو نوع رشد کاملاً متفاوت را از هم جدا میکند.
مثالدرآمد شهریور فولاد سپیدان ۲۰٪ بیشتر از مرداد است. مقدار فروش از ۲۵٬۰۰۰ به ۲۸٬۰۰۰ تن رفته، یعنی ۱۲٪ رشد. نرخ از ۴۲ به ۴۵ میلیون تومان رفته، یعنی ۷٪ رشد. و ۱٫۱۲ × ۱٫۰۷ ≈ ۱٫۲۰ — همان ۲۰٪. پس تقریباً دو سوم رشد از فروش بیشتر آمده و یک سوم از گرانتر فروختن.
حالا همان کار را با سال قبل بکن: مقدار فقط ۸٪ بیشتر شده ولی نرخ ۴۱٪. یعنی رشد ۵۱٪ سالانهٔ درآمد، تقریباً همهاش از بالارفتن نرخ آمده است، نه از بزرگتر شدن شرکت.
چرا این تفاوت مهم است:
هر دو، ولی هر کدام برای یک سؤال. مقایسه با ماه قبل تغییر کوتاهمدت را میگوید و به فصلیبودن کسبوکار حساس است؛ کارخانهای که در تیر و مرداد تعمیرات اساسی دارد طبیعتاً در آن ماهها کمتر میفروشد. مقایسه با ماه مشابه سال قبل اثر فصل را خنثی میکند و روند واقعی را نشان میدهد.
عدد سومی هم هست که بیشتر از هر دو به کار میآید: مجموع از ابتدای سال مالی. فولاد سپیدان در شش ماه اول امسال ۶٬۲۵۰ میلیارد تومان فروخته در برابر ۴٬۴۶۰ میلیارد تومان پارسال، یعنی ۴۰٪ رشد. این عدد نویز یک ماه خاص را حذف میکند.
با احتیاط، و فقط بهعنوان یک تخمین سرانگشتی. سادهترین راه این است که درآمد ششماههٔ امسال را با درآمد ششماههٔ پارسال نسبت بگیری و همان نسبت را روی درآمد کل سال قبل بگذاری.
مثالدرآمد ششماهه ۴۰٪ بیشتر از پارسال است. درآمد کل سال قبل ۱۲٬۰۰۰ میلیارد تومان بود، پس تخمین درآمد امسال حدود ۱۶٬۸۰۰ میلیارد تومان است. اگر حاشیهٔ سود خالص مثل پارسال حدود ۱۶٫۷٪ بماند، سود خالص حدود ۲٬۸۰۰ میلیارد تومان میشود؛ تقسیم بر ۱۰ میلیارد سهم یعنی سود هر سهم حدود ۲٬۸۰۰ ریال.
سه شرط این تخمین را یادت باشد: حاشیهٔ سود ثابت بماند، نیمهٔ دوم سال مثل نیمهٔ اول باشد، و تعداد سهام تغییر نکند. هر سه شرط شکستنیاند — مخصوصاً سومی، که با یک افزایش سرمایه از بین میرود.
چهار دام که بیشترین اشتباهها از آنها میآید:
نکتهشرکتهای سرمایهگذاری و بیشتر هلدینگها گزارش فعالیت ماهانهٔ تولید و فروش ندارند؛ آنها «صورت وضعیت پورتفوی» منتشر میکنند که نشان میدهد چه سهامی خریده و فروختهاند و ارزش روز سبدشان چقدر است.
هر زمانی تا ۱۰ روز پس از پایان ماه. بیشتر شرکتها در روزهای پنجم تا دهم منتشر میکنند، پس ابتدای هر ماه پرخبرترین روزهای کدال است.
بعضی شرکتها، مخصوصاً در صنایع خدماتی و پیمانکاری، فقط مبلغ فروش را میدهند. در این حالت تجزیه به مقدار و نرخ ممکن نیست و باید به روند مبلغ و به گزارش تفسیری مدیریت اکتفا کنی.
چون بازار انتظار داشت بهتر باشد. قیمت به «تفاوت با انتظار» واکنش میدهد، نه به خود عدد. گزارشی که ۴۰٪ رشد نشان میدهد ولی بازار ۶۰٪ انتظار داشت، از نگاه بازار گزارش بدی است.
حسابرسینشده است و خود شرکت تهیهاش میکند، ولی چون ماه بعد و در صورت مالی فصلی دوباره باید همان اعداد بیاید، فضای زیادی برای انحراف ندارد. مغایرت آشکار بین جمع گزارشهای ماهانه و صورت مالی فصلی، سؤالبرانگیز است.