استیبلکوین توکنی است که قرار است همیشه حدود یک دلار بیرزد. برخلاف بیتکوین که قیمتش آزاد است، صادرکنندهٔ استیبلکوین ادعا میکند به ازای هر توکن یک دلار دارایی نگه داشته و توکن را از مشتریان تأییدشدهاش به همان یک دلار پس میگیرد. تتر (USDT) بزرگترین نمونهٔ این دسته است. اما دو نکته را نباید فراموش کرد: تتر دلار نیست، بدهی یک شرکت خصوصی است؛ و «تتر تومانی» که در صرافی ایرانی میبینی هم دلار آزاد نیست، قیمت همین توکن در بازار داخلی است.
با سازوکار صدور و بازخرید. صادرکننده به مشتریان تأییدشدهاش (معمولاً صرافیها و معاملهگران بزرگ) در برابر دلار واقعی توکن میدهد و در برابر توکن، دلار پس میدهد. اگر قیمت بازار توکن به ۰٫۹۸ دلار برسد، خریدن آن و پسدادنش به صادرکننده سود دارد، پس تقاضا قیمت را بالا میبرد. اگر به ۱٫۰۲ برسد، صدور توکن تازه سودآور میشود و عرضه قیمت را پایین میآورد. این آربیتراژ، لنگر اصلی قیمت است.
پس دو چیز تعیین میکند که یک استیبلکوین واقعاً باثبات باشد: اینکه پشتوانهاش واقعی و نقدشونده باشد، و اینکه راه بازخرید باز بماند. استیبلکوینهایی که پشتوانهٔ واقعی نداشتند و ثبات را از الگوریتم میخواستند، هر بار در فشار بازار شکستهاند.
شرکت تتر گزارشهای دورهای از ترکیب ذخایرش منتشر میکند و طبق این گزارشها بخش بزرگ ذخایر در داراییهای کوتاهمدت دلاری، عمدتاً اوراق خزانهٔ کوتاهمدت آمریکا، نگهداری میشود و بخشهای کوچکتری هم در طلا، بیتکوین و وامهای تضمینشده است.
نکتهٔ مهم برای یک سرمایهگذار این است که این گزارشها «گواهی» (attestation) هستند، نه حسابرسی کامل سالانه. گواهی یعنی یک مؤسسهٔ حسابداری تأیید میکند در یک لحظهٔ مشخص، موجودیها اینقدر بودهاند. حسابرسی کامل دامنهٔ بهمراتب گستردهتری دارد. این تفاوت، فنی و مهم است و باید در ارزیابی ریسک دیده شود، نه اینکه بهعنوان اثبات یا رد کامل تلقی شود.
تعریفریسک طرف مقابل یعنی ریسک اینکه کسی که به تو بدهکار است نتواند یا نخواهد بدهیاش را بدهد. وقتی تتر نگه میداری، از نوسان رمزارزها دور شدهای ولی ریسک طرف مقابل شرکت صادرکننده را برداشتهای. این ریسک صفر نیست، فقط نوعش عوض شده است.
چون دو بازار جداگانهاند. دلار آزاد قیمت اسکناس در بازار داخلی است و تتر تومانی قیمت یک توکن در صرافیهای رمزارز داخلی. هر دو به انتظارات ارزی وابستهاند، ولی عرضه و تقاضایشان یکی نیست.
سه عامل معمولاً فاصله میسازند:
در داشبورد بازار سایت (پس از ورود به حساب)، ردیف تتر درست زیر ردیف دلار نشسته است تا همین فاصله را بدون حسابوکتاب ببینی.

مثالفرض کن دلار آزاد ۱۰۰٬۰۰۰ تومان و تتر تومانی ۱۰۳٬۰۰۰ تومان است، یعنی ۳٪ بالاتر. اگر امروز ۱۰۰ میلیون تومان را به تتر تبدیل کنی و سه هفتهٔ بعد که این فاصله به ۱٪ برگشته آن را بفروشی، حتی اگر دلار آزاد هیچ تکان نخورده باشد، تقریباً ۲٪ یعنی حدود ۱٫۹ میلیون تومان از پولت رفته است (به ۱۰۳٬۰۰۰ خریدهای و به ۱۰۱٬۰۰۰ فروختهای، یعنی ۱٫۹٪ زیان). این هزینه در هیچ کارمزدی نوشته نمیشود، در قیمت پنهان است. تفاوت نرخهای ارز را در بازار دلار: آزاد، مرکز مبادله، حواله کاملتر بخوان.
کاربرد اصلیاش «پارککردن» ارزش است. وقتی از یک رمزارز خارج میشوی ولی نمیخواهی به ریال برگردی، به استیبلکوین میروی. در بازارهای جهانی هم بیشتر جفتهای معاملاتی بر پایهٔ استیبلکوین قیمتگذاری میشوند و انتقال بین صرافیها با آن انجام میشود.
ریسکهایش اما چند لایه است:
هشدار«سود ماهانهٔ ثابت روی تتر» یکی از پرتکرارترین پوششهای طرحهای پانزی در ایران است. استیبلکوین خودش هیچ سودی تولید نمیکند؛ هر سودی از جای دیگری میآید و آن جای دیگر باید معلوم باشد. نشانههای این طرحها در چرا «سود ماهانهٔ تضمینی» همیشه کلاهبرداری است؟ آمده است.
از نظر قیمت نزدیکاند، از نظر ماهیت نه. دلار پول یک کشور است و تتر بدهی یک شرکت خصوصی که ادعا میکند پشتش دارایی دلاری دارد. نگهداری تتر یعنی پذیرفتن ریسک آن شرکت در کنار ریسک نرخ ارز.
برای پولی که در ماههای نزدیک لازمش داری، نه؛ چون نرخ ارز میتواند در همان بازه پایین بیاید و علاوه بر آن هزینهٔ رفت و برگشت تبدیل را هم میپردازی. جای پول کوتاهمدت در صندوق درآمد ثابت یا سپرده است، نه در یک دارایی ارزی.
چون هر صرافی بازار خودش را دارد و عرضه و تقاضا و کارمزدش فرق میکند. پیش از معامله، نرخ چند صرافی را با هم ببین؛ اختلاف چند دهم درصدی روی مبالغ بزرگ عدد قابلتوجهی میشود.
هر کدام پشتوانه و شفافیت متفاوتی دارند و باید جدا بررسی شوند. قاعدهٔ عملی این است که کل پولت را روی یک صادرکننده نگذاری و مبلغ بزرگ را طولانیمدت در استیبلکوین نگه نداری.