بورس یک بازار است، مثل هر بازار دیگری؛ فقط بهجای میوه و لباس، در آن «سهم شرکتها» و «واحد صندوقها» خرید و فروش میشود. وقتی سهم میخری مالک تکهٔ کوچکی از یک شرکت واقعی میشوی و در سود و زیان آن شریکی. قیمت هر سهم را عرضه و تقاضا میسازد و پشت این عرضه و تقاضا، انتظار مردم از سود آیندهٔ همان شرکت است. کل کار هم با یک حساب کارگزاری و از روی گوشی انجام میشود.
یعنی مالکشدن بخشی از یک شرکت. سرمایهٔ هر شرکت بورسی به تعداد زیادی «سهم» تقسیم شده و هر سهم یک واحد مالکیت است. اگر شرکتی ۱۰ میلیارد سهم داشته باشد و تو ۱۰ هزار سهم بخری، مالک یکمیلیونیم آن شرکت شدهای: به همان نسبت در کارخانه، انبار، برند، بدهی و سود آن شریکی.
این مالکیت دو راه بازده دارد. اول، سود نقدی که شرکت در مجمع سالانه بین سهامداران تقسیم میکند. دوم، رشد قیمت سهم که وقتی اتفاق میافتد که بازار انتظار داشته باشد سود شرکت در آینده بیشتر شود.
فقط یکبار و آن هم در «بازار اولیه». وقتی شرکتی تازه وارد بورس میشود یا افزایش سرمایه میدهد، سهم جدید میفروشد و پول آن به خزانهٔ خودش میرود؛ این بازار اولیه است و نمونهٔ آشنایش عرضهٔ اولیه است.
بعد از آن، خرید و فروش روزانه در «بازار ثانویه» انجام میشود: پول از جیب خریدار به جیب فروشندهٔ قبلی میرود، نه به شرکت. ارزش بازار ثانویه برای شرکت این است که سهمش نقدشونده و قیمتپذیر میشود و دفعهٔ بعد راحتتر میتواند سرمایه جمع کند.
در کوتاهمدت، تعادل خریدار و فروشنده؛ در بلندمدت، سود شرکت. هر لحظه در تابلو یک صف خریدار با قیمتهای پیشنهادی و یک صف فروشنده وجود دارد و معامله وقتی انجام میشود که این دو به هم برسند. اگر خریدارها پرشورتر باشند قیمت بالا میرود و اگر فروشندهها عجله داشته باشند پایین میآید.
اما چرا خریدار پرشور میشود؟ چون انتظار دارد سود شرکت بیشتر شود: نرخ فروش محصول بالا رفته، دلار گران شده، طرح توسعه به بهرهبرداری رسیده یا هزینهٔ تولید کم شده است. برای همین خبر و گزارش ماهانهٔ شرکتها روی قیمت اثر میگذارد.
نکتهدر بازار ایران یک عامل سوم هم هست: دامنهٔ نوسان. قیمت در یک روز فقط میتواند درصد مشخصی بالا یا پایین برود؛ اگر خبر بزرگتر از این دامنه باشد، بهجای جهش قیمت، صف خرید یا فروش تشکیل میشود.
فقط سهم نیست. با همان یک حساب کارگزاری، این ابزارها در دسترس تو هستند:
| چه میخری | یعنی چه | مناسب چه کسی |
|---|---|---|
| سهم شرکت | مالکیت بخشی از یک شرکت | کسی که وقت تحلیل شرکت را دارد |
| واحد صندوق | سهم از سبدی که یک تیم حرفهای میچیند | تازهکار و کسی که وقت ندارد |
| اوراق بدهی (اخزا و صکوک) | وام به دولت یا شرکت با سود مشخص | پول کوتاهمدت و کمریسک |
| حق تقدم | حق خرید سهم جدید در افزایش سرمایه | سهامدار همان شرکت |
| اختیار معامله | حق خرید یا فروش سهم در آینده با قیمت معین | معاملهگر حرفهای |
برای شروع، سرراستترین گزینه صندوق است؛ چرا و چطور را در صندوق بورسی چیست؟ میخوانی.
شاخص کل دماسنج بازار است: یک عدد که تغییر ارزش همهٔ سهمهای بورس تهران را، با وزن اندازهٔ هر شرکت، نشان میدهد. وقتی میگویند «بورس امروز مثبت بود» یعنی این عدد بالا رفته، نه اینکه همهٔ سهمها بالا رفتهاند.
چون وزن هر شرکت در شاخص کل به اندازهٔ آن بستگی دارد، چند غول بزرگ میتوانند شاخص را سبز کنند در حالی که بیشتر نمادها قرمزند. برای همین شاخص هموزن هم منتشر میشود و کنار هم خواندن این دو حال واقعی بازار را نشان میدهد. تفاوتشان را در شاخص کل، هموزن و شاخص صنایع توضیح دادهایم.

از اپ کارگزاری تا سامانهٔ معاملات بورس و بعد به شرکت سپردهگذاری مرکزی. کارگزاری تنها راه قانونی دسترسی به بازار است: سفارش تو را میگیرد، به سامانهٔ معاملاتی میفرستد و آنجا سفارشها بر اساس اولویت قیمت و سپس زمان با هم تطبیق داده میشوند.
بعد از انجام معامله، مالکیت سهم در شرکت سپردهگذاری مرکزی به نام تو ثبت میشود؛ برگهٔ کاغذی وجود ندارد. پول فروش هم دو روز کاری بعد قابل برداشت است، که ماجرای تسویهٔ T+۲ است. نقش هر نهاد را در ارکان بازار سرمایه آوردهایم.
مثالفرض کن سهمی را ۲٬۰۰۰ تومان میخری و یک سال بعد ۲٬۴۰۰ تومان میفروشی و در این مدت ۱۲۰ تومان هم سود نقدی گرفتهای. بازده ناخالصت ۵۲۰ تومان روی ۲٬۰۰۰ تومان یعنی ۲۶٪ است. کارمزد خرید حدود ۷ تومان و کارمزد و مالیات فروش حدود ۲۱ تومان است؛ پس حدود ۲۸ تومان کم میشود و بازده خالص نزدیک ۲۴٫۶٪ درمیآید. جزئیات این کسر در کارمزد و مالیات است.
فرقش در این است که پشت هر سهم یک کسبوکار واقعی با دارایی، فروش و سود ایستاده و بازدهی بلندمدتش از رشد همان کسبوکار میآید. اما قیمت کوتاهمدت میتواند هر چیزی باشد: بازار ایران دورههای رشد شدید و ریزشهای چندماهه را بارها تجربه کرده است.
دو قاعدهٔ ساده ریسک را رام میکند: پولی را وارد کن که دستکم چند سال به آن کار نداری، و بهجای یک نماد، سبد بساز. همین دو کار تفاوت بین سرمایهگذاری و شرطبندی است.
عملاً از حدود ۵۰۰ هزار تومان میتوانی شروع کنی. طبق مقررات سازمان بورس، حداقل ارزش هر سفارش خرید سهم در بورس و فرابورس ۵ میلیون ریال (۵۰۰ هزار تومان) است و در بازار پایه ۵ میلیون تومان. برنامهٔ شروع با پول کم را در با یک میلیون تومان از کجا شروع کنم؟ آوردهایم.
خرید سهم یعنی خرید مالکیت یک کسبوکار واقعی و سود و زیانش هم از همان کسبوکار میآید؛ ابزارهای بازار سرمایهٔ ایران پیش از انتشار از فیلتر کمیتهٔ فقهی سازمان بورس رد میشوند. آنچه به قمار نزدیک میشود رفتار معاملهگر است، نه خود بازار: خرید بدون تحلیل و با پول قرضی.
سهمها به نام خودت در شرکت سپردهگذاری مرکزی ثبت است، نه به نام کارگزاری. با تغییر «کارگزار ناظر» داراییات را از کارگزاری دیگری میبینی و میفروشی.
چون قیمت پایانی میانگین وزنی معاملات روز است و حجم مبنا هم روی آن اثر میگذارد. مبنای دامنهٔ نوسان فردا همین قیمت پایانی است، نه آخرین معامله.